تبليغاتX
علمدار ولایت

صفحه اصلی

ایمیل مطالب رهبری پشتیبانی

ارشیو مطالب


امکانات
مهیمن

امام نقی


نویسنده :

موضوع :


خاطرات خواندنی علامه مصباح یزدی از آیت الله العظمی بهجت

 نسبت استاد شاگردی آیت الله العظمی بهجت و آیت الله مصباح یزدی شاید تا چندی پیش و در ایام حیات عارف بزرگ زمانه، چندان آشکار و پیدا نبود، چه از آن جهت که حضور آیت الله بهجت مانع از بیان این ارتباط می‌شد و چه از آن جهت که سمت و سوی آشکار فعالیت علامه مصباح در حوزه اندیشه و سیاست به چشم می‌آمد و ابعاد اخلاقی در پشت این روشنگری‌های نظری و سیاسی پنهان.

پس از رحلت بهجت زمان، هر آنکس که سر و سری با او داشت، خاطراتی گفتنی را به زبان و قلم آورده و در تبیین جایگاه والای او به جامعه عرضه کرد هرچند که بسیاری از خاطرات مگو هم در سینه دوستان و دوستدارانش باقی ماند.

شاید یکی از خواندنی‌ترین خاطرات از مرحوم آیت الله بهجت، خاطرات علامه مصباح یزدی از این استاد بزرگ اخلاق است. خواندن این خاطرات سوای محتوای پر مغز آن، از سر و سرّ استاد و شاگرد حکایت دارد. 

رجانیوز  بخش‌هایی از خاطرات علامه مصباح یزدی پیرامون مرحوم بهجت را که هفته نامه نه دی منتشر کرده است. به مناسبت فرارسیدن سالگرد ارتحال عارف بزرگ دوران معاصر مرحوم آیت الله بهجت منتشر می‌کند:
 
درس خارج پشت حجره در بسته
 
خدمت ایشان رسیدیم و درخواست کردیم که درس فقهی شروع بفرمایند و ما استفاده کنیم، ایشان هم بزرگواری فرمودند و قبول کردند و در یکی از حجرات مدرسه فیضیه این درس را ما شروع کردیم و بعد از درس مرحوم آیت الله بروجردی(رض)که ایشان مقیّد بودند همیشه درس ایشان شرکت کنند بعد از درس تشریف می بردند مدرسه فیضیه و ما هم چند نفری بودیم آنجا در خدمتشان کتاب طهارت را شروع کردیم. گاهی اتفاق می افتاد که صاحب حجره نبود حالا مسافرتی رفته بود یا بیماریی چیزی داشت ،ایشان در یکی از صفّه های حجره همان جا کنار مدرسه می نشستند و ما هم روی زمین دور ایشان می نشستیم و درس خارج فقه به این صورت برگزار می شد.
 
 داستان هایی که سرّش را بعداً فهمیدیم
 
ما پیش از درس مقیّد بودیم زودتر برویم پیش از وقت درس بلکه از ارشادات معنوی ایشان به یک نحوی استفاده کنیم، ایشان هم تشریف می آوردند پیش از وقت درس، گاهی یکی دو نفر بودیم که پیش از درس و به طور متفرّق مطالبی همان طور که عرض کردم گاهی حدیثی می خواندند گاهی داستانی نقل می کردند از اساتید و بزرگان دیگران، ابتدا ما فکر می کردیم انتخاب این حدیث یا داستان اتفاقی است.
 
بعدها با دوستان صحبت کردیم گفتیم که بیان این حدیث ها و یا داستان ها مثل اینکه جهت دار است، آن دوست ما گفت که اتفاقاً من حس می کنم که ایشان وقتی یک مطلبی را نقل می کنند مثل اینکه من را مخاطب قرار می دهند، به جهتی مربوط به من دارند می گویند منتها به زبان یک حدیث یا داستان، فرض کنید من اگر یک لغزشی کردم و کس دیگری هم نمی داند حالا در خانه مربوط به خانواده ام و یا مربوط به دیگری ایشان یک داستانی نقل می کردند یا حدیثی می گفتند که تنبیهی بر آن جهت و اشاره ای داشت مثلاً یک چنین اشتباهی کردید شما کار بدی کردید مثلاً و راهنمایی بود که چه کار کنید. این زیاد اتفاق می افتاد که وقتی داستان نقل می کردند یک نگاه خاصی هم به طرف می کردند، بعدها دیگر کم کم ما باور کردیم که اینها جهت دار است همین جوری و به طوراتفاقی چیزی نقل نمی کنند. از جمله گاهی مطالبی را می فرمودند که ناظر به جهات اجتماعی و سیاسی و اینها بود و آن وقت ها هم مصادف شده بود با اوایل جریان نهضت روحانیت و حمله کماندوهای شاه به مدرسه فیضیه و گاهی مطالبی می فرمودند ارتباط پیدا می کرد با این مسائل.
 
 تأکید آیت الله بهجت بر بُعد فرهنگی نهضت
 
روز به روز وقتی جریانات مبارزات داغ تر می شد و مزاحمتی که برای روحانیون و منبری ها و زندان و تبعید و اینها پیش می آمد به این مناسبت ها ایشان هم اشاراتی می فرمودند یا اشاره ای که مثلاً چه باید کرد، گاهی حرفهای خیلی ساده ایشان می توانست فتح بابی باشد برای یک نوع فعالیت و بعضی از دوستانی که در درس ایشان شرکت می کردند بخاطر همین تأکیدات ایشان رفتند سراغ فعالیت های اجتماعی و سیاسی، بخصوص در بخش کارهای تبلیغاتی و فرهنگی، یعنی مبارزاتی که از آن زمان شروع شد به رهبری حضرت امام(س) و سایر مراجع یک بعدش ضعیف بود و آن بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش بود و اتفاقاً ایشان روی این بعد از مبارزات تکیه می کردند، ما را سوق می دادند به اینکه این جهتش را جبران کنید تقویت کنید و همین باعث شد که ما در این فعالیت ها در حدّ توان و بضاعت خودمان شرکت کنیم و بخصوص به بعد تبلیغاتی و فرهنگی اش اهمیت بدهیم. اینکه من عرض کردم محرّک من در شروع این فعالیت ها همین جهت بود که ایشان تأکید می کردند برای تقویت بعد فرهنگی و تبلیغاتی مبارزه، ما هم روی حسن ظنّی که به فرمایشات ایشان داشتیم این را یک وظیفه مؤکدی برای خودمان می دانستیم و در حدّی که ازعهده ما برمی آمد دنبال می کردیم.
 
 
امام می فرمود با اصرار از ایشان بخواهید
 
مرحوم آیه الله مشکینی(رض) که رئیس مجلس خبرگان بودند نقل می فرمودند که ما خدمت حضرت امام(س) شاید هم گفتند بارها برای مسائل اخلاقی و اینها مطرح کردیم و گفتیم به کی مراجعه کنیم در این گونه مسائل و ایشان می فرمودند به آقای بهجت مراجعه کنید، عرض می کردیم ایشان نمی پذیرند اباء دارند از اینکه مثلاً به این عنوان شناخته بشوند و مطرح بشوند و اینها، امام(س) می فرمودند که باز می فرمودند به ایشان مراجعه کنید اصرار کنید. مرحوم امام(س) کس دیگری را به این عنوان معرفی نکردند. بنده هم از مرحوم آقا مصطفی(ره)شنیدم که می گفتند که حضرت امام(س) نظر خاصی به آقای بهجت دارند و گاهی برای بعضی حاجات و مشکلاتشان به ایشان ارجاع می دادند، حالا نمی دانم ذکر این مطلب چه اندازه بجاست: جناب آقای مسعودی که تولیت آستانه حضرت معصومه(س) را داشتند ایشان بخاطر اینکه اهل خمین بودند و به منزل امام(س)، زیاد رفت و آمد داشتند نقل می کردند که بارها اتفاق افتاد مشکلی برای امام(س) پیش آمد یا بیماری سختی مثلاً بستگانشان داشتند، ایشان مرا می فرستادند پیش آقای بهجت که برو ببین آقای بهجت چه می گویند و مکرّر اتفاق افتاد که ایشان می فرمودند بروید قربانی کنید گاهی یکی گاهی دو تا گوسفند قربانی کنید و من بلافاصله به دستور آقای بهجت و با پیشنهاد حضرت امام(س) می آمدم پیش فلان قصابی و گوسفند می گرفتم.
 
 آنچه نمی دانیم عمل کنیم
 
بنده خیال می کنم چیزی که در زندگی ایشان کاملاً بیّن بود و هر کس اندکی با ایشان معاشرت پیدا می کرد یا از فرمایشات ایشان استفاده می کرد متوجه می شد این بود که ایشان تمام سخنانشان و رفتارشان روی یک محور متمرکز بود وآن اینکه تقرب به خدای متعال یا کمال حقیقی برای انسان جز در سایه اطاعت خدا و عمل به دستورات شریعت حاصل نمی شود. تکیه کلام ایشان انجام واجبات و ترک محرمات بود. هرکه از ایشان می پرسید چه باید بکنیم چه دستور اخلاقی شما توصیه می کنید محورش همین بود انجام واجبات ترک محرمات، تکیه کلام ایشان در تمام مدتی که ما خدمت ایشان می رسیدیم و گاهی صحبت از مسائل اخلاقی و معنوی می شد، مسلّمات شریعت بود، این مطلب را بارها تکیه می کردند که اگر ما آنچه از شریعت می دانیم عمل کنیم خدا آنچه لازم باشد به ما خواهد فهماند، لزومی ندارد که بگردیم دنبال یک چیزهایی که خیلی مجهول هست و یک اسراری هست کسانی می دانند و هیچ کس نمی داند! می فرمودند هرچه در شریعت بیشتر روی آن تأکید شده، آیات قرآن و روایات، بیشتر به آن تأکید کرده دلیل آن است که آن راه ،راه تقرب به خداو مهمتر و مؤثرتر است.
 
 
مبارزه آیت الله بهجت با عرفان های التقاطی
 
مرحوم آقای بهجت برای خودشان کأنّه یک رسالتی قائل بودند که در مقابل خرافات و دکان داری هایی که در این زمینه وجود دارد و کسانی به نام عرفان و مسائل اخلاقی و قطبی و مرشدی و این حرفها دکان داری می کنند و مردم را سرگرم می کنند برای خودشان یک رسالتی قائل بودند که با اینها مبارزه بکنند منتها مبارزه مثبت، یعنی به جای اینکه بگویند فلان کس دارد خطا می کند یا فلان فرقه چنین و چنانند ایشان این جهت را بیان می کردند که راه صحیح، پیروی از اهل بیت و عمل به دستورات شریعت است راه دیگری نیست.
 
بطور کلی سایر فرقه ها و راه ها و بدعت ها و همه اینها را نفی می کردند به صورت مبارزه مثبت یعنی با تثبیت اینکه راه فقط پیروی از اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هست، سایر چیزها را نفی می کردند و شاید این روز را می دیدند ، آن وقت ها البته فرقه تصوف و اینها بود ولی این عرفانهای کاذب به این وسعت نبود اینها تازه رواج پیدا کرده هرگوشه ای یک کسی یک مغازه ای باز کرده و شاید به خاطر همین ها بود که ایشان این مسأله را خیلی روی آن تأکید می کردند که تنها عمل به دستورات شرع، انجام واجبات و ترک محرمات است که انسان را می تواند به سعادت برساند و از ویژگی های ایشان این بود که همیشه در
 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


تحلیلی از پروژه "اهانت به امام هادی"

اوایل سال گذشته بود که در شبکه ی اجتماعی فیس بوک صفحه ای به نام "کمپین یادآوری امام نقی به شیعیان" ایجاد شد. نام و اثری از ایجادکنندگان صفحه وجود نداشت ولی در جایی نوشته بودند: "کاری است از جوانان ایرانی گمنام اما خلاق در سراسر دنیا و دیگر هیچ"
در مرامنامه ی خودشان هم نوشته بودند: "ما نه به سفارتخانه‌های خارجی وابسته هستیم و نه در پایگاه اشرف زندگی می‌کنیم. نه از اسرائیل و عربستان پول می‌گیریم و نه آمریکا برای ما امکانات فراهم کرده است."
با این که معلوم نبود چه کسانی بودند ولی رک و روراست قسمتی از هدفشان را گفته بودند: "هدف شکستن تابوی تقدس دروغین دین اسلام است با زبان طنز."
کارشان را شروع کرده بودند. دهن کجی و توهین های زننده ای که خشم هر انسان دیندار و یا آزاده ای را بر می انگیخت. خودشان هم نوشته بودند: "این صفحه به مبارزه با خرافه پرستی در ایران اختصاص دارد. اگر شما شیعه ی متعصب هستید ممکن است مطالب این صفحه شما را آزار دهد."
عصاره ی بسیاری از شبهاتی که در زمینه ی اسلام به گوش هر مسلمانی خورده بود را در طنزهایشان آوردند. جسارت کردند و با تمسخر نوشتند: " قال امام نقی: هیچ کس و هیچ چیز آنقدر مقدس نیست که نتوان با آن شوخی کرد."
این هتاکی ها همچنان ادامه دارد...
در ابتدا شاید این اقدام به "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" تعبیر شود ولی با عمیق شدن و دقت در موضوع به یک طراحی هوشمندانه و زیرکانه می رسیم که در بستر خاصی از زمان اهداف فراوانی را پی گرفته است.
در ذیل، ضمن پاسخ به چند سوال این اهداف را مورد بررسی قرار می دهیم.
۱- چرا باید به اعتقادات و مقدسات مسلمانان توهین شود؟
پس از انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و به دنبال شکست تفکر مارکسیسم، قطب ایدئولوژیک دیگری با نام اسلام ناب محمدی در مقابل لیبرالیسم غرب سر برآورد. پس از به وجود آمدن این دوقطبی ایدئولوژیک، دنیای غرب (غرب ایدئولوژیک و نه غرب جغرافیایی) با شیوه های بسیار گوناگون به تقابل با تفکر اسلام راستین پرداخت تا مگر بتواند این ایدئولوژی را منزوی ساخته و از صحنه ی رقابت خارج کند و مانند دهه های پیش با کمترین مزاحمت به استعمار، ظلم و زیاده خواهی خود در سطح جهان ادامه دهد. اما به لطف خداوند روز به روز به طرفداران اندیشه ی اسلام راستین افزوده شد و اکنون می بینیم که این تفکر تقریبا بر تمام جهان اسلام حاکم شده است و مسلمانان در کشورهای مختلف اسلامی علیه ظلم و ستم، قیام کرده اند. هم اکنون دنیای غرب که سقوط یک به یک پایگاههایش را در کشورهای اسلامی مشاهده می کند، خود را قربانی و زخم خورده ی این مکتب دانسته و تهاجم خود به این اعتقاد و اندیشه را گسترده تر از پیش ادامه می دهد. دستگاه گسترده ی ناتوی فرهنگی که روزی کاریکاتورهای موهن پیامبر اکرم (ص) را در دانمارک کشید، اکنون کاری کم خرج تر و پر درآمدتر را پیش گرفته است و برای این دستگاه چه چیز بهتر از این که مسلمان ها! با ادبیات دینی خودشان، به اعتقادات خود توهین کرده و ارزش های آن را زیر سوال ببرند؟ وبه راستی اگر کتاب آیات شیطانی نوشته ی فردی غیر مسلمان بود آیا از حیز انتفاع ساقط نمی شد؟!
دشمن در این قسمت از برنامه اش تضعیف اعتقاداتی که منجر به استقامت ملت های مسلمان شده است را دنبال می کند.
جهان استکبار با تجربه به این نتیجه رسیده است که به عنوان راه حلّ مساله ی اسلام، باید به هر طریق که شده "ربناالله" و "استقاموا" را از هم جدا کند! چرا که اگر این دو با هم جمع شدند، دیگر نمی توان انسان را ترساند و به زیر یوغ ستم کشید.
«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ»(۱)
از منظر دنیای غرب، مسلمانانی که اهل استقامت نیستند - مثلا سران شیخ نشین های خاورمیانه- موجوداتی به شدت دوست داشتنی هستند! و از طرف دیگر کسانی که از ایدئولوژی اسلام بی بهره اند ولی استقامت می ورزند – مثلا ژاپنی های جنگ جهانی دوم – اگر چه گاهی شیطنت می کنند ولی باز قابل تحمل هستند و می توان تادیبشان کرد! ولی مسلمان معتقد، به خصوص شیعه و ایرانی جماعت را باید کشت تا آدم شود، تازه کشته های اینها هم خطرهای خاص خودشان را دارند...
۲- از میان مسلمانان چرا باید به مقدسات شیعیان توهین شود؟
لااقل به ۲ دلیل شیعیان مقدمند:
۱- با رجوع به فقه اهل سنّت می بینیم که فقهای‌ اهل‌ ‌ سنّت، جهاد ابتدایی‌ را در صورت‌ وجود مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمانان‌ در آن‌ ــ كه‌ حاكم‌، چه‌ عادل‌ چه‌ فاسق‌، آن‌ را تشخیص‌ می‌دهد ــ واجب‌ دانسته‌اند.(۲) پر واضح است که اهل تسنن ستم دیده؛ بر خلاف مبانی فقهی مزبور، علیه حاکمان فاسق خود - که جایگاه دادن حکم جهاد را داشته اند - قیام کرده اند. این مساله همراه با تجربه ی موفق انقلاب اسلامی ایران، زمینه را برای تاسی اهل سنت به یک حاکم اسلامی و وحدت ایشان حول محور شخصیتی کاریزما، سیاستمدار و همسو با انقلاب ها فراهم آورده است. این از عمده مسائلی است که جهان سلطه از به فرجام رسیدن آن به شدت بیم دارد.
(اهانت در صفحه ی این کمپین به رهبر معظم انقلاب، شخصیت های انقلابی و معتقد، و ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی و همچنین به تمسخر گرفتن بیداری اسلامی در صفحه ی این کمپین با نام بیداری نقوی؛ در این راستا تفسیر می شوند)
۲- اعتقاد به مهدویت و ظهور منجی به صورت تمام عیار در میان شیعیان وجود دارد و پس از انقلاب اسلامی به شدت رشد کرده است. این عقیده که بین تمام مسلمانان و دیگر ادیان الهی مشترک است نه تنها می تواند تمام انقلاب های اخیر را به هم متصل کند و به زیر یک پرچم ببرد؛ بلکه چه بسا جنبش فتح وال استریت را هم ...
آری دنیای غرب به این نتیجه رسیده است که :
الف: اعتقاد به ظهور منجی کلید اتصال انقلاب ها و خیزش مردم ستمدیده ی دنیاست که در یک شب می تواند جهان استکبار را به زیر بکشد.(۳)
بر این ب: ایران به عنوان یک ابرقدرت سیاسی و ایدئولوژیک، تنها کشوری است که قابلیت صدور این اندیشه را دارد.
(توهین به امام زمان (عج)، به زیر سوال بردن وجود ایشان و به تمسخر گرفتن غیبت و ظهور حضرت، با کنایه هایی نظیر "نقی موعود آمد" و "ظهور نقی"؛ در این راستا تفسیر می شود. در ضمن توهین اخیر خواننده ی رپ (شاهین نجفی) به امام هادی (ع) و همچنین امام زمان (عج) نیز بر این تحلیل صحه می گذارد.(۴))
• آهنگ موهن نقی به خوانندگی شاهین نجفی مرتد، همزمان با سالروز ایجاد این کمپین خوانده شده است و هم اکنون عکسی از این فرد در بالای صفحه ی این کمپین قرار گرفته، که پیوستگی نجفی با کمپین مزبور را نشان داده و مشخص می کند که این پروژه ی صهیونیستی قرار است در قالب های گوناگون ادامه داشته باشد.
۳- به چه قشری از جامعه ی ما امید بسته اند؟
خودشان در مرامنامه ی کمپین گفته اند: " ما اعضاي كمپين به نقش بسيار مهم روشنفكران و دانشگاهيان در پيشبرد آرمان‌هاي خود معتقديم و نقش اصلي اين روند را بر دوش دانشگاهيان مي‌دانيم"
به راستی آیا جا ندارد از خودمان بپرسیم "در دانشگاه های ما چه خبر است که دشمن اینگونه به دانشگاهیان ما امید بسته است؟"
در مجموع آنچه اظهر من الشمس است، تمرکز ویژه ی دشمن بر روی جوانان ما است.
۴- چرا امام هادی (ع) را انتخاب کرده اند؟
الف: برای راه اندازی یک سلسله توهین، ابتدا باید کمترین حساسیت را بر انگیخت تا بتوان فرصتی برای تنفس گرفت، فضا را سنجید و کار را ادامه داد. حالا اگر نعوذ بالله من و شما بخواهیم از میان امامان معصوم یکی را برای این موضوع انتخاب کنیم، کدام یک را بر می گزینیم؟
یکی از اعضای این کمپین با زبان طنز، نادانسته از گوشه ای از دلایل این انتخاب هوشمندانه رمزگشایی کرده است. " آخه خدا وکیلی این امام نقی چه گناهی کرده ؟ نه باباش امام رضا بوده؛ نه پسرش امام زمان هست ... مونده اون وسط هیچ کس هم ازش یاد نمیکنه! "
ب: برای تامین هدف تضعیف اعتقاد شیعیان به مهدویت باید درمیان ائمه، امامی را انتخاب کرد که از لحاظ تاریخی کمترین میزان اطلاع از او در دسترس باشد و به زمان حیات امام زمان (عج) نزدیک باشد تا از این طریق بتوان به مخاطب اینگونه القا کرد که وقتی وجود و اهمیت این امام، زیر سوال است آیا اعتقاد به امامی که بیش از هزار سال سن دارد و قرار است بیاید و جهان را پر از عدل و داد کند زیر سوال نیست؟!
ج: دلیل دیگری که محتمل است!
بحث در مورد این دلیل را با گفتار و مثالی پندآموز، از عارف واصل، حاج میرزا اسماعیل دولابی آغاز می کنیم.
"زنی که شوهرش مرده بود و از او پسربچه ای داشت، دیگر ازدواج نکرد؛ به این امید که پسرش بزرگ می شود و حامی او خواهد بود. اما متوجه شد که آن پسربچه بسیار نحیف و ضعیف است و از بچه های کم سن و سال تر از خودش در کوچه زمین می خورد. فهمید که بچه های دیگر پدر را بالای سرشان می بینند و به اتکای او احساس قدرت می کنند و این بچه چون پدری بالای سرش نمی بیند، اینگونه رنجور و نحیف مانده است. برای حل مشکل نزد نقاشی رفت و به او گفت تصویر یک پهلوان قدرتمند را بکشد و بازوبند پهلوانی را روی بازویش ترسیم کند. تابلو را گرفت و در اتاق نصب کرد و پرده ای روی آن کشید و پسرش را صدا زد و گفت: می خواهی پدرت را ببینی؟ پسر با اشتیاق گفت: بلی. مادر کم کم پرده را از روی آن شمایل کنار زد و به تعریف زور بازو و قدرت پهلوانی پدر مشغول شد. هر چه عکس آن پهلوان بیشتر نمودار می شد، استخوان های درهم فرورفته ی پسر از هم باز می شد و در خود احساس قدرت می کرد. وقتی تصویر کاملا از پشت پرده بیرون آمد، بچه چنان نیرویی گرفت که از آن پس، بچه های بزرگتر از خود را هم به راحتی به زمین می زد. شیعه هم در دوران غیبت مثل آن بچه است که پدر را بالای سر خود نمی بیند. اگر کسی پیدا شود که بتواند در توصیف امام حق مطلب را ادا کند، شیعه چنان زنده می شود و قدرت می گیرد که هیچ کس در عالم نمی تواند در برابر او بایستد."
باید گفت همانگونه که خطبه های توحیدی امام علی (ع) در قله ی معارف توحیدی است، بی شک می توان زیارت جامعه ی کبیره که از امام هادی (ع) نقل شده است را در قله ی معارف ولایی به شمار آورد که ائمه ی معصومین علیهم السلام تبیین نموده اند.
امام هادی (ع) در زیارت جامعه ی کبیره با تبیین جایگاه والا و همچنین عظمت و شکوه بی کرانه ی ائمه ی معصومین علیهم السلام؛ به زیباترین صورت به توصیف ائمه ی معصومین علیهم السلام پرداخته اند. توجه به این معارف می تواند قدرت عظیم و استقامت بی نهایتی را در شیعیان جهان به وجود بیاورد و احتمالا همین موضوع است که دشمنان را متوجه این امام همام کرده است.
اکنون در سه قسمت به فرازهایی از این زیارت اشاره می کنیم و تامل در تاثیر این فرازها بر شیعیان را به شما خواننده ی محترم وا می گذاریم:
اوصاف امام هادی(ع) در مورد جایگاه والای ائمه ی معصومین (ع):
- وَخُزّانَ الْعِلْمِ، وگنجینه داران دانش
- وَ قادَهَ الاُْمَمِ، و پیشوایان ملّتها
- وَ کَهْفِ الْوَرى، و پناهگاه مردمان
- وَرَضِیَکُمْ خُلَفآءَ فى اَرْضِهِ، (خداوند) شما را براى جانشینى در زمینش پسندید.
- وَاسْتَرْعاکُمْ اَمْرَ خَلْقِهِ، (خداوند) سرپرستى کار خلق خود را به شما واگذارده.
- وَبِمُوالاتِکُمْ ...وَائْتَلَفَتِ الْفُرْقَهُ، و بوسیله شما جدایى و اختلاف مبدّل به الفت و اتحاد گردید.
- وَالْحَقُّ مَعَکُمْ وَ فیکُمْ وَ مِنْکُمْ وَاِلَیْکُمْ، وَاَنْتُمْ اَهْلُهُ وَ مَعْدِنُهُ، و حق همراه شما و در میان شما خاندان و از جانب شماست و بسوى شما بازگردد و شمایید اهل حق ومعدن آن.
- اِنْ ذُکِرَ الْخَیْرُ کُنْتُمْ اَوَّلَهُ، وَاَصْلَهُ وَفَرْعَهُ، وَمَعْدِنَهُ وَمَاْویهُ وَمُنْتَهاهُ، اگر از خیر و خوبى ذکرى به میان آید آغاز و ریشه و شاخه و مرکز و جایگاه و پایانش شمایید.
- مَنْ والاکُمْ فَقَدْ والَى اللهَ، وَ مَنْ عاداکُمْ فَقَدْ عادَ اللهَ، وَ مَنْ اَحَبَّکُمْ فَقَدْ اَحَبَّ اللهَ، وَمَنْ اَبْغَضَکُمْ فَقَدْ اَبْغَضَ اللهَ، وَ مَنِ اعْتَصَمَ بِکُمْ فَقَدِ اعْتَصَمَ بِاللهِ، هر که شما را دوست دارد خداى را دوست داشته و هر که شما را دشمن دارد، خداى را دشمن داشته و هرکس به شما محبّت داشته باشد به خدا محبّت داشته و هرکس با شما کینه توزد با خدا کینه توزى کرده و هرکه به شما چنگ زند به خدا چنگ زده.
- وَبِکُمْ یُنَزِّلُ الْغَیْثَ، وَ بِکُمْ یُمْسِکُ السَّمآءَ اَنْ تَقَعَ عَلَى الاَْرْضِ اِلاَّ بِاِذْنِهِ، و بخاطر شما باران را فرو ریزد و بخاطر شماست که نگه دارد آسمان را از این که بر زمین افتد مگر به اذن او.
- وَاَشْرَقَتِ الاَْرْضُ بِنُورِکُمْ، و زمین به پرتو نور شما روشن شد.
- آتاکُمُ اللهُ ما لَمْ یُؤْتِ اَحَداً مِنَ الْعالَمینَ، به شما داده است خداوند آنچه را به هیچ یک از مردم جهانیان نداده.
آنچه شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت می گویند:
- مُؤْمِنٌ بِاِیابِکُمْ، به بازگشتتان ایمان دارم.
- مُصَدِّقٌ بِرَجْعَتِکُمْ، و رجعت شما را تصدیق دارم.
- وَ قَلْبى لَکُمْ مُسَلِّمٌ، وَ رَاْیى لَکُمْ تَبَعٌ، و دلم نیز تسلیم شماست و رأى من نیز تابع (راى) شماست.
- فَمَعَکُمْ مَعَکُمْ لامَعَ غَیْرِکُمْ پس با شما باشم با شما نه با غیر شما.
- آرزو و دعای شیعیان و محبین اهل بیت علیهم السلام در این زیارت:
- وَ جَعَلَنى مِمَّنْ یَقْتَصُّ آثارَکُمْ، وَ یَسْلُکُ سَبیلَکُمْ، وَیَهْتَدى بِهُدیکُمْ، وَ یُحْشَرُ فى زُمْرَتِکُمْ، وَ یُکَرُّ فى رَجْعَتِکُمْ، وَیُمَلَّکُ فى دَوْلَتِکُمْ، وَیُشَرَّفُ فى عافِیَتِکُمْ، وَ یُمَکَّنُ فى اَیّامِکُمْ، و (خداوند) بگرداند مرا از کسانى که پیروى کند از آثار شما و مى رود به راه شما و راهنمایى جوید به راهنمایى شما و محشور گردد در گروه شما و بازگردد در دوران رجعت و بازگشت شما و به فرمانروایى رسد در دوران حکومت شما و مفتخر گردد به عافیت (و حسن عاقبت) از شما و مقتدر گردد در روزهاى (حکومت) شما.
البته گفتیم این دلیل محتمل است و امیدواریم که دشمنان ما اینقدر فهیم نباشند!!!

۵- چرا زبان طنز را برگزیده اند؟
در فضایی که عقلانیت و منطق حاکم باشد بی شک حق و حقیقت آشکار می شود. حال اگر صاحبان یک ایدئولوژی ببینند که در حال مقهور شدن در مقابل یک ایدئولوژی برتر هستند، باید برای تن ندادن به این شکست؛ فضای رقابت را از عقلانیت و منطق تهی کنند. مثل تماشاگران طرفدار یک تیم فوتبال که وقتی می بینند تیمشان ده تا گل خورده است و گلی نزده است، در دقایق پایانی بازی از نرده های ورزشگاه بالا می روند و می ریزند داخل زمین بازی و یک فصل مفصل داور و بازیکنان تیم پیروز را کتک می زنند!!! این دقیقا کاری است که صاحبان ایدئولوژی لیبرالیسم در مقابل ایدئولوژی اسلام راستین می کنند.
البته ناگفته نماند که آثار طنز سخیف و ضد ارزشی که به صورت مداوم و روزانه در کشور تولید می شوند و در عرصه ی مجازی و موبایل ها و ... دست به دست می چرخند؛ به فرماندهان کاردان ناتوی فرهنگی که بر خلاف مسئولین فرهنگی ما، اوضاع فرهنگی کشورمان را به بهترین وجه رصد می کنند، این پیام را ارسال کرده است: بیایید در عرصه ی طنز سرمایه گزاری کنید! هم با آن می توان تمام ارزش هایی که موجب مقاومت این ملت در مقابل فرهنگ استکبار شده است را به سخره گرفت و تضعیف کرد و هم الی ماشاء الله مشتریش زیاد است!
بهره گیری از تاکتیک طنز و تمسخر، امری با قدمت زیاد است:
«يَا حَسْرَةً عَلَى الْعِبَادِ مَا يَأْتِيهِم مِّن رَّسُولٍ إِلاَّ كَانُوا بِهِ يَسْتَهْزِؤُون» (۵)
• (شاید ابتدا ی امر، این آیه در ذهن ما گروهی را مجسم کند که کنار خیابان ایستاده اند و برای تفریح و سرگرمی به پیامبران متلک می اندازند و قاه قاه می خندند؛ ولی اگر در مقابل پیامبران، دشمنان حق و حقیقت را در نظر داشته باشیم؛ متوجه خواهیم شد که موضوع تمسخر، هرگز بی حساب و کتاب نبوده است و بی شک قسمت مهمی از برنامه ی مقابله با پیامبران الهی بوده است تا از گرایش مردم به ایشان جلوگیری شده و منافع طاغوتیان حفظ شود)
۶- در مجموع دشمن به دنبال چه اهدافی بوده است؟
- هدف کوتاه مدت: ایجاد اپوزیسیون خط شکن ضد مذهب در داخل کشور، که با بی پروایی اعتقادات و مقدسات مردم را مورد هجمه قرار دهد. این هدف را می توان در لابلای سطرهایی از مرامنامه که شباهت زیادی به آموزش انقلاب های مخملی دارند یافت: "تشكيل حلقه‌هاي روشنفكري در دانشگاه‌ها و مراكز آموزش عالي مي‌تواند پيشرفت اين روند را بسيار سرعت ببخشد." "ما معتقديم كه وظيفه‌ي دانشگاه‌‌ها و مراكز روشنفكري، در درجه‌ي اول، مبارزه با خرافات، ناداني و تعصب است."
"ما اعضاي كمپين بر نقش تبليغات در پيشبرد هدف خود بسيار تأكيد داريم. اين تبليغات بايد هم در دنياي مجازي و هم در دنياي واقعي و با تكيه بر اخلاق عقل‌محور و گفتمان انجام شود."
"معتقديم كه هر چه تعداد اعضاي كمپين بيشتر شود، تأثيرگذاري آن نيز افزايش خواهد يافت و هر عضو جديد مي‌تواند نماينده‌ي كمپين در ميان افراد پيرامون خود باشد"
- هدف بلند مدت: تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم به خصوص آن دسته از اعتقادات که سبب پایداری ایشان در مقابل نظام جهانی سلطه شده است. (تمرکز دشمنان بر توهین به ساحت والای اباعبدا... الحسین علیه السلام و عزاداری ایشان، همچنین به تمسخر گرفتن مستمر فرهنگ ایثار و شهادت و موضوعات حیا، حجاب و عفاف از این دست اعتقادات هستند که تضعیف آنها در اولویت کاری دشمن در این کمپین قرار گرفته است)
این هدف - تضعیف اعتقادات اسلامی عموم مردم - به وضوح در مرامنامه ی این کمپین مورد اشاره قرار گرفته است که غرض براندازانه ی آنها را نیز مورد تایید قرار می دهد: " ما اعضاي اين كمپين قوياً اعتقاد داريم كه مبارزات مردم ايران! با حكومت فعلي خود تا زماني كه تحولي اساسي در نگرش‌ها و باورهاي مذهبي آنها روي ندهد، بي‌فايده خواهد بود و حتي اگر حاكميت فعلي ايران سقوط كند، حاكميتي همانند آن جايگزين خواهد شد كه شايد حتي هزينه‌هاي بسيار بيشتري بر مردم و اين سرزمين تحميل كند"
• (شاید تصور شود که به دلیل دسترسی نداشتن عموم مردم به فیس بوک این هدف محقق نخواهد شد ولی باید بدانیم که متاسفانه، هم اکنون یک سری از مطالب این صفحه به صورت پیامک وارد عرصه ی رسانه ای مردم شده است و در آنها صحبت های نامربوطی به امام هادی (ع) منتسب شده است و از طرف دیگر توفیق دشمن در هدف کوتاه مدت که قرین با تاثیرات اجتماعی خواهد بود، راه را برای نیل به این مقصود هموار خواهد کرد)
۷- چه کسانی این کمپین را ایجاد کرده اند و چه کسانی عضو آن هستند؟
به عقیده ی بنده پایه ریز این طرح یک اتاق فکر خبره در خارج از کشور بوده است که با فراخواندن افراد گوناگون به خصوص گروهک های مخالف جمهوری اسلامی؛ ایشان را اجیر ساخته و یک تیم حرفه ای از طنزنویسان، گرافیست ها و... را تشکیل داده است و با دادن خوراک فکری به آنها، از این جماعت قلم به مزد کار می کشد.
«وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْتَري لَهْوَ الْحَديثِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ يَتَّخِذَها هُزُواً أُولئِکَ لَهُمْ عَذابٌ مُهينٌ» (۶)
در این میان رد پای بهاییت خبیث و حمایت اربابان اسرائیلیش، بیش از گروه های دیگر مشهود است.

(تصویر بالا عکس پروفایل یکی از اعضای کمپین است که گویا نتوانسته است عشقش را پنهان کند!)
و اما در مورد این که چه کسانی عضو این کمپین هستند باید گفت: با رجوع به وبلاگ های این جماعت متوجه می شویم که تعداد زیادی از این اعضا، متعلق به گروهک های مخالف جمهوری اسلامی هستند که پس از شکست مفتضحانه ی فتنه ی ۸۸ فرصتی برای عقده گشایی یافته اند.

(تصاویربالا عکس پروفایل چهار تن از اعضای این کمپین است)
البته مابقی اعضای این جنبش، جوانان این مرز و بوم هستند که بیشتر مورد بحث ما قرار خواهند گرفت.
اگر هنوز کسی...
• با این توصیفات اگر هنوز کسی این اقدام را "شیطنت یک مشت آدم ضد مذهب" می داند، باید لااقل به این سوال پاسخ بدهد که: آیا می شود این حجم انبوه کارهای گرافیکی، نوشته های حرفه ای طنز و کلیپ تصویری که در این صفحه به کار رفته است و مستمر و مداوم به روز می شود، به صورت خلق الساعه و بی هیچ حمایت و سرمایه گزاری به وجود آمده باشد؟
• اگر هنوز کسی اهداف تشکیل این کمپین و البته انجام دیگر کارهای مشابه را آنقدرها بلند نمی داند که ربطی به بیداری اسلامی و مشکلات فراروی جهان سلطه داشته باشد، به این قسمت از مرامنامه ی این گروه توجه کند: " ما اعضاي كمپين خواهان گسترش مأموريت اين كمپين به تمام مناطق جهان و ايجاد همگرايي بين‌المللي هستيم. اگر چه اين كمپين به زبان پارسي است و به موضوعات مطرح در ايران مي‌پردازد، اما يقينا قابليت آن را دارد تا با جنبش‌هاي بين‌المللي همگرايي و اتحاد پيدا كند"
آری به نظر می رسد، این برنامه از ایران به عنوان "قلب تپنده ی نهضت جهانی ضد سلطه" آغاز شده است و اهداف بلندی را در سرتاسر جهان دنبال خواهد کرد.

۸- چه اموری باعث شده که تعدادی از جوانان میهنمان با پیوستن به این کمپین، به هتاکی های بی شرمانه علیه مقدسات اسلام بپردازند؟
بحث را با مطرح کردن این سوال آغاز می کنیم: چرا هیچ یک از همین جوانان، راضی نمی شود پدر و یا مادر خود را حتی پس از مرگشان به تمسخر گرفته، مورد توهین قرار دهد؟ پاسخ روشن است. زیرا همه به تاثیر و جایگاه والدین، زحمات و دلسوزی هایشان و حقی که بر گردنشان دارند، آگاه هستند.
به عقیده ی بنده اساس این توهین ها بر این موضوع استوار است که این جوانان نتوانسته اند به این سوال پاسخ بدهند: امام هادی (ع) به چه درد زندگی ما می خورد و بود و یا نبود اعتقاد به ایشان در زندگی ما چه تاثیری دارد؟ همین نتوانستن باعث شده به قضاوت بنشینند و اساس مسئله را به تمسخر بگیرند.
در اینجا لااقل دو ایراد به ما وارد است: ۱- تبیین نکردن مباحث ریشه ای در زمینه ی امامت به خصوص؛ نقش، اهمیت و جایگاه امام معصوم در زندگی مردم: به راستی زمانی که چیزی جز حوادث تاریخی و حکایات زندگی ائمه علیهم السلام به دانش آموز و دانشجویمان یاد نداده ایم چه توقعی است که او بتواند از پس این سوال بر بیاید؟
۲- نیاموختن نحوه ی اندیشیدن و تنها روخوانی کردن اندیشه ها برای فرزندان این مرز و بوم: طیف تقریبا گسترده ای از جوانان ما تنها میراثبر اندیشه ها بوده اند و اگر اندیشه ای را هم پذیرفته اند با تعقل همراه نبوده است. با این اوصاف باید حق داد که جوانی که پشتوانه ی استوار عقلی برای اعتقاداتش نمی بیند؛ در مقابل سیل عظیم شبهه افکنی دشمنان تسلیم شود و اعتقاداتش را دو دستی به شیاطین تحویل دهد. متاسفانه ما نتوانسته ایم حتی ایشان را از "لاشیء" به "لا ادری" برسانیم. (۷) اینجاست که آدم منظور سخنان اندیشمندانه ی رهبر معظم انقلاب در مورد موضوع آموزش فلسفه به کودکان را در می یابد.(۸)
چند تقصیر دیگر که در این قضیه دخیل بوده است را به صورت گذرا مورد بررسی قرار می دهیم:
- ما نتوانسته ایم به جوانانمان بفهمانیم که نباید مشکلات و ایرادهایی که در میهن عزیزمان وجود دارد را به پای اسلام بگذارند.
- ما راه را برای ابراز انتقادات این قشر نسبت به مسائل پیرامونشان هموار نکرده ایم و نحوه ی صحیح انتقاد و امر به معروف و نهی از منکر را به آنها آموزش نداده ایم. به راستی آیا آموزش امر به معروف و نهی از منکر در آموزش و پرورش و آموزش عالی ما جایگاهی دارد؟ اگر کسی از دوستان و آشنایان ما در مقابل ما لطیفه ای بگوید که در آن ارزش ها و مقدساتمان به تمسخر گرفته شوند ما باید چه کار کنیم؟
- غفلت از ترویج طنز اخلاق مدار در جامعه: تبیین این موضوع مجال بیشتری می طلبد ولی در اینجا خوب است برای پی بردن به گوشه ای از برکات و فواید طنز به پاسخ رهبر معظم انقلاب (حفظه الله تعالی) به نامه‌ى مرحوم كيومرث صابرى، مدير مسئول مجله‌ى گل‌آقا؛ اشاره کنیم که ایشان با اشاره به خلأ فرهنگى و هنرى در زمینه ی طنز می فرمایند:
"طنز صادق و دلسوزانه بايد همه‌ى نقاط معيوب، بخصوص آنها را كه كمتر به چشم مى‌آيند و آنها كه بيشتر به علم و اطلاع همگان از آن نياز هست، هنرمندانه ببيند و بنماياند. امروز جامعه و نظام انقلابى ما با دشمنانى روبه‌روست كه همه‌ى ابزارهاى محسوس و نامحسوس را براى ضربه زدن و جريحه‌دار كردن مردم و نظام و انقلاب به كار مى‌برند. براى آگاه كردن ذهن مردم از خدعه‌ى دشمن، چه وسيله‌اى از طنز هنرمندانه و شيرين و زيركانه، بهتر و كارى‌تر؟"(نامه به تاریخ ۱۳۷۰/۰۴/۲۷)
شاید بد نباشد مسئولینی که هنوز به ظرفیت ها و قابلیت های فراوان طنز پی نبرده اند و باز قرار است تمام همّ خود را مصروف ساخت "خنده بازار"ها کنند؛ اندکی در این چند سطر از مرامنامه ی کمپین تامل کنند: "روش خاصي كه كمپين در پيش گرفته، استفاده از زبان طنز (طنز جدي، طنز تلخ) است. به نظر ما زبان طنز بهترین شیوه برای بیان حقایق است. در واقع، اين كمپين به قصد خنده و تفريح صرف و به قصد هزل و تمسخر بي‌محتوا تشكيل نشده است. شايد اصلي‌ترين ويژگي اين كمپين در "جديت” آن باشد، چرا كه اين مبارزه و تلاش، رويكردي كاملاً جدي و راسخ را مي‌طلبد"
- تبیین و ترویج نکردن اخلاق و عرفان اسلامی در جامعه: وقتی جامعه (لااقل جامعه ی فضای مجازی) به بد اخلاقی مفرط مبتلا شد؛ وقوع اینگونه مسائل نباید برای ما آنچنان غیرمترقبه باشد. وقتی گروه زیادی از جوانان ما به سمت کتاب ها و رسانه های مبلغ عرفان های کاذب و انحرافی کشیده می شوند تا مگر فطرت خداجوی خود را تسکین دهند، آیا خیلی عجیب خواهد بود که جوان در خود نیازی به ائمه علیهم السلام احساس نکند؟
به راستی چرا ما در میهن اسلامیمان تقریبا چیزی به عنوان فقه انحرافی نداریم ولی از آن طرف تا دلتان بخواهد مکاتب اخلاقی منحرف و عرفان های نوظهور و انحرافی داریم؟
آیا حوزه های علمیه و دیگر مراکز دینی ما، حق اخلاق و عرفان اسلامی را آنگونه که باید ادا کرده اند؟
حوزه های علمیه که لبریزند از متخصصین طراز اول فقه، چه کارنامه ای در زمینه ی تربیت معلمین و متخصصین اخلاق و عرفان دارند؟
• (باید حواسمان باشد که: "دین اسلام منظومه و سیستمی است که نپرداختن و بی توجهی به یک بخش آن می تواند منطق بخش های دیگر آن را زیر سوال ببرد.")
- بهره نبردن از لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع): هرچند به نظر می آید هر دو اصل تولی و تبری آنگونه که باید در جامعه ی ما مورد توجه قرار نگرفته اند ولی باید گفت آنچه که بیشتر مورد غفلت قرار گرفته است، اهمیت و جایگاه فوق العاده ی لعن و تبری دشمنان اهل بیت (ع) در خودسازی و تزکیه ی نفس است.
متاسفانه امروزه گروهی تحت عنوان تکثر گرایی، تساهل و تسامح و یا عرفان مآبی و تصوف گرایی، به نفی لعن و تبری و دعوت به صلح کل بودن پرداخته اند که نتیجه ی طبیعی آن چیزی جزغیرت گریزی دینی در جوانان ما نبوده است و بی شک این موضوع سبب شده است تا دشمن عرصه را باز دیده و در اهانت به مقدسات ما جری تر گردد.
- تنی و ناتنی کردن ائمه (ع): به راستی آیا در تبیین شخصیت والای ائمه تبعیض قائل نشده ایم؟ کودک و پیر و جوان ما چقدر از نقش والا و بزرگواری های امام هادی (ع) با خبرند؟(۹)
- مسخره شدن روزمره ی نام ائمه علیهم السلام در جامعه: باب شدن اسم ها و ترکیباتی مانند جواد، غضنفر، حسن کچل، علی چپ و ... که به فراوانی در گفتار روزمره و رسانه های ما وجود دارند، بی شک در ایجاد این مساله موثر بوده است.
- شیوع بی دردی مزمن در مردم: واقعیت این است که ما از بس در قبال مشکلات فرهنگی اطراف خود – چه برسد به فضای مجازی- سکوت کرده ایم که عرصه برای هرگونه بی مبالاتی و هنجارشکنی فراهم آمده است. این ماجرا در طنز تلخ روزگار کار را به جایی کشانده که قشر مذهبی به عنوان اکثریت مردم، از جایگاه مدعی به جایگاه متهم تنزل یافته است. به عنوان مثال وقتی در جایگاه مدعی نپرسیدیم چرا برخی مردان جامعه، ناموس خود را وقف عام کرده اند تا هر کس از خلق ا... که اراده کرد از دیدار چهره و اندامشان محضوض گشته، حالَش را ببرد، آنگاه دیدیم که در جایگاه متهم محکوم شدیم و همین جماعت برای ناموس چادریمان شعر گفتند، حجابش را به تمسخر گرفتند، او را کلاغ، خاله سوسکه، نجمه آر پی جی و فاطی کماندو خطاب کردند.
ما هم نشستیم و تماشا کردیم و ای کاش لااقل نفس لوامه ای بود که گاهی از درون به ما بگوید: ای مردان بکوشید یا جامه ی زنان بپوشید! (۱۰)
نشستیم و گفتیم باید با اینها به روش احسن مجادله کنیم در حالی که این جماعت ظلم کرده بودند و طبق آیه ی قرآن مشمول جدال احسن نمی شدند. (۱۱)
و حالا هم نشسته ایم، فرصت ها را یک به یک از دست می دهیم و حواسمان نیست که: اگر گل نزنی، گل می خوری!!!
خلاصه ی کلام این که:
ما مردم، گمشده ای داریم که به چند نام خوانده می شود: خشم انقلابی، غیرت دینی، بغض فی الله
(هر کس گمشده ی ما را یافت آن را تحویل داده، مژدگانی دریافت نماید!!!)

نوبت به راه حل رسید.
۹- حال چه باید کرد؟
در این مساله شکی نیست که ما از یک طرف باید ضمن برطرف نمودن ایرادهای مطرح شده، این هتاکی ها را به بهترین شیوه پاسخ بدهیم و عرصه را بر هتاکان تنگ نماییم. ولی از طرف دیگر دلیلی وجود ندارد که برای مقابله با این جریان حتما در میدانی بازی بکنیم که دشمن آن را طراحی کرده و خودش هم برای آن قانون نوشته؛ (۱۲) بلکه می توان با تشکیل منبرهای الکترونیک و بهره جستن از ابزارهای اطلاعاتی (مانند کاری که سایت هتاکین در برملا کردن تدریجی نام و اطلاعات شخصی اعضای این کمپین انجام داده است) به هدایت، ارشاد و پراکنده ساختن این جمع پرداخت و در عوض با خروج از این رویکرد منفعلانه در عرصه ی فرهنگ - که هرگز با شرایط بدر و خیبر ما همخوانی ندارد - مدام جبهه های فرهنگی جدیدی را پیشاروی دشمن گشود و با این جریان به مبارزه برخاست. درتوضیح منبر الکترونیک به این توضیح بسنده می کنم که: روحانیت محترم وقتی می بیند این قشر از جوانان نه به مسجد می آیند که پای منبرش بنشینند و نه صدا و سیمای مملکت را قبول دارند تا از آن طریق بشنوند، باید دست به کار شوند، بسم الله گفته، ادبیات این قشر را فرا بگیرند (۱۳) و به صورت حرفه ای وارد رسانه های مورد استفاده و وثوق این قشر شده و به پاسخگویی شبهات و مسائل این جوانان بپردازند. آری زمانی که امیرالمومنین علی علیه السلام دید مردم به درِ خانه اش نیامدند، چهل شب همراه با بانوی پهلوشکسته به در خانه ی مردم رفت، تا آنان را به هدایت و رحمت الهی بکشاند و نجاتشان دهد.
(البته نباید زحمات روحانیت گرانقدر به خصوص در سامانه های پاسخگویی به سوالات و شبهات دینی را از یاد برد که اگر پای صحبت این بزرگواران هم بنشینیم دلی پر درد دارند)
سخن آخر
در عرصه ی مجازی به حرکت جهادی نیاز داریم. باید به خود آمده و دست به کار شویم. چرا که در عدالت حضرتش تردید است، اگر فردای قیامت تنها از آنچه کرده ایم بپرسد و نپرسد از آنچه می توانستیم و نکردیم.
یقین کنیم که اگر تمام روزها عاشورا و تمام زمین کربلاست بی شک هر روز این صدا در تمام زمین می پیچد که:
هَلْ مِنْ ذابٍّ يَذُبُّ عَنْ حَرَمِ رَسُولِ اللّه
هَلْ مِنْ مُوَحِّدٍ يَخافُ اللّه فينا،
هَلْ مِنْ مُغِيثٍ يَرْجُو اللّهَ فِى اِغاثَتِنا
هَلْ مِنْ مُعِينٍ يَرْجُو ما عِنْدَاللّه فِى اِعانَتِنا

«آيا مدافعی هست كه از حريم رسول خدا دفاع كند؟ آيا يكتاپرستي هست كه از خدا بترسد و ما را ياري دهد؟ آيا فريادرسي هست كه به خاطر خدا ما را ياري رساند؟ آيا كسي هست كه به خاطر روضه و رضوان الهي به نصرت ما بشتابد؟»
«والسلام»
حسین مروتی شریف آبادی
پا ورقی ها
۱- "به راستي آنان كه گفتند پروردگار ما الله است و در پاي اين گفته خود استقامت ورزيدند؛ نه ترسي دارند و نه اندوهگين مي‏شوند"
سوره ی احقاف آیه ی ۱۳
۲- رجوع کنید به جصاص‌، ج‌ ۳، ص‌ ۱۵۴؛ شمس‌الائمه‌ سرخسی‌، ۱۹۷۱، ج‌ ۱، ص‌ ۱۵۶ـ ۱۵۷؛ ابن‌قدامه‌، ج‌۱۰، ص‌ ۳۷۱؛ شوكانی‌، ج‌ ۷، ص‌ ۲۴۲ـ ۲۴۳
(این اختلاف بارز تئوری و عمل ، خود دلیلی روشن بر الگو گرفتن جهان اسلام از انقلاب اسلامی ایران می باشد)
۳- رسول خدا صلی الله علیه و آله فرمودند: «المهدي منّا اهل‌البيت يصلح الله له امره في ليلة»؛ "مهدي از ما اهل‌بيت است و خداوند امرش را در يك شب درست مي‌كند" (كمال الدين و تمام النعمة، ج۱، ص۱۸۴، باب۶، ح۴)
۴- در آهنگ اخیر شاهین نجفی، این قسمت از شعر به صورت ترجیع بند تکرار می شود:
آی نقی حالا که مهدی خوابه ما تو رو صدا میزنیم آی نقی
تو ظهور کن که ما آماده تو کفنیم آی نقی
۵- "دریغا بر بندگان! که هیچ فرستاده ای بر آنها نمی آمد مگر این که پیوسته او را استهزاء می کردند" سوره ی یاسین آیه ی ۳۰
۶- "و از مردم کسانی هستند که سخنان لهو و بیهوده را می خرند تا جاهلانه ( مردم را ) از راه خداوند گمراه سازند و آن را به مسخره گیرند آنها عذابی خوارکننده خواهند داشت" سوره ی لقمان آیه ی ۶
۷- نقل شده است که فردی از مادیون ملحد نزد امام صادق (ع) آمد و به ایشان گفت: من به وجود خدا ایمان ندارم و معتقدم که این سخنان واقعی نیست.
امام (ع) از او پرسیدند: چرا به وجود خدا ایمان نداری؟
آن شخص گفت: چون او را مانند بت ها ندیده ام. لمس نکرده ام و هیچ جا هم او را مشاهده نکرده ام.
امام (ع) با بردباری و تبسم فرمودند: شما خوب همه جا را گشته اید؟ شاید خداوند در زیر زمین و یا یکی از غارهای بزرگ کوه ها باشد. شاید در روی ماه یا یکی از ستاره ها باشد!
آن شخص که از این سخن غافلگیر شده بود، گفت: خب همه جا را که نگشته ام.
امام (ع) فرمودند: پس از کجا می دانی که نیست؟ تو باید بگویی نمی دانم هست یا نیست. نه این که بگویی نیست.
آن شخص گفت: خب دقیقا یقین ندارم.
امام (ع) فرمودند:حال که از "لا شیء" به "لا ادری" رسیدی بیا و بنشین تا برای تو ثابت کنم که خداوند وجود دارد.
۸- "امروز در دنيا به زبان كودكى به كودكان فلسفه مى‏آموزند؛ يعنى چيزى كه از نظر بعضى از طراحان كشور ما بى‏معنى است؛ فكر مى‏كنند فلسفه مخصوص آدمهاى ريش و سبيل‏دار و كسانى است كه يك سنى از آنها گذشته باشد. نگاه مدرن به مسائل حيات، امروز پيشروان علمى دنيا را به اينجا رسانده كه بايد فلسفه را از دوره‏ى دبستان به كودكان تعليم داد؛ البته با زبان كودكى" ۱۲/۲/۱۳۸۵
۹- یکی از کارمندان دانشکده ی مهندسی هسته ای دانشگاه شهید بهشتی در مورد شهید گرانقدر استاد مجید شهریاری نقل کرده است: "حساس بود در ولادت همه ی ائمه شیرینی پخش کنند. اگر نمی کردند ناراحت می شد. می گفت: مگر امام تنی و ناتنی داریم که برای ولادت امام علی (ع) از دو روز قبل شیرینی می گذارید ولی برای ولادت امام هادی (ع) ... اگر نگرفته بودند خودش شیرینی می گرفت و در دانشکده پخش می کرد" (کتاب دانشمند عاشورایی صفحه ی ۱۵)
۱۰- "آورده‌اند که سپاه دشمن بسیار بود و اینان اندک جماعتی. آهنگ گریز کردند. پسر نعره زد و گفت: ای مردان بکوشید یا جامه زنان بپوشید! سواران را به گفتن او تهور زیادت گشت و به یک بار حمله آوردند. شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند. ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد
"گلستان سعدی، باب اول در سیرت پادشاهان، حکایت شمارهٔ ۳
۱۱- «وَلَا تُجَادِلُوا أَهْلَ الْكِتَابِ إِلَّا بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ إِلَّا الَّذِينَ ظَلَمُوا مِنْهُمْ ...»
"و شما مسلمانان با اهل کتاب جز به نیکوترین طریق بحث و مجادله مکنید مگر با ستمکاران از آنها" (سوره عنكبوت آيه ۴۶)
۱۲- جالب این که مدیران این صفحه به شدت نوشته ها را گزینش می کنند و فضای سانسور شدیدی در این صفحه حاکم است چنان که یکی از فعالین کمپین در این صفحه چنین می نویسد: "دوستان این آخرین پست من در این کمپین خواهد بود چون متاسفانه به دلایلی که ذکر میکنم دیگر تاب حضور در این کمپین را ندارم:

۱. عدم استقبال از کمپین به دلیل انحراف از هدف اصلی و ترویج فرهنگ تمسخر به جای نقد منصفانه
۲. سانسور گسترده ادمین و برخورد تبعیض آمیز وی در انتخاب راویان برای استتوس ها"

۱۳- لازم به ذکر است جماعتی که در این کمپین به تمسخر ارزش ها می پردازند سبک بیان احادیث و روایات را با مهارت تقلید می کنند و به خوبی به ادبیات فقهی و حتی در مواردی به ادبیات عرب و تاریخ زمان ائمه علیهم السلام واقف هستند.
حال اگر دشمن برای کارش لازم دیده ادبیات دینی ما را یاد بگیرد، آیا روحانیت محترم نباید به منظور هدایت مستضعفین فریب خورده در فضای مجازی، ادبیات این جماعت را فرا بگیرد؟
 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


به اذعان واشنگتن پست :

طرح تحريم هاي ضد ايراني با شكست مواجه شد

روزنامه آمريکايي واشنگتن پست در سرمقاله امروز خود آورده است : بايد باور كنيم تحريم‌ها عليه ايران با شكست روبرو شده‌اند.


اين روزنامه به نقل از جفري گولدبرگ از نشريه آتلانتيك نوشت: ادعاهاي كاخ سفيد مبني بر اينكه ايران تحت فشار است و فعاليت هاي هسته‌اي آن كاهش يافته و منزوي شده‌ است پوچ و بي اساس مي‌باشد.
 

واشنگتن پست در ادامه به شكست تحريم ها عليه ايران اذعان كرده و يادآور شد : كمرنك شدن روابط تجاري ايران با آمريكا و اروپا به تحكيم روابط تهران با كشور هاي آسيايي منتهي شد بطوريكه هم اكنون تعداد شركاي تجاري ايران در آسيا بيشتر از شريكان اروپايي اين كشور است

 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


سنگ لحد نيز نتوانست اپوزيسيون را بيدار كند
«اپوزيسيون سالهاست كه تشييع جنازه مي كند بي آن كه بداند اين جنازه خود اوست. ما كاسه سرمان آن قدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند. ما مرده ايم چرا كه مرگ اپوزيسيون از نداشتن رابطه با مردم و نديدن واقعيت هاي زندگي و تفكر آنها و نداشتن نقش در مبارزات داخل كشور به وجود مي آيد.»

اين مطلب را گويانيوز به قلم ابوالفضل محققي از عناصر خارج نشين نوشت و تصريح كرد: اين مقاله نيست، دردنامه، است. ما اپوزيسيون پير شده ايم. من نيز فردي از همين اپوزيسيون هستم كه از مرز شصت سالگي گذشتم و هنوز از گذشت روزگار نياموخته ام. ممكن است ديگران بگويند آموخته اند. اما آن آموخته اي كه در عمل خود را نشان ندهد، يعني ادعا! 

وي اضافه مي كند ما به گونه اي اين چمدان هاي فكري خود را برداشته و خارج شده ايم و فكر مي كنيم هنوز بعد ۳۰ سال همان طراوت جواني و قديسيت را داريم. (لقبي كه اكثر روشنفكران بخود مي دهند و يا تصور مي كنند!) همراه اين چمدان يك آينه جادو نيز داريم! كه هر وقت در آن نگاه مي كنيم خود را جوان و زيبا مي بينيم مانند «تصوير دوريان گري». آينه اي كه عيب هاي ما را مخفي مي كند. خودخواهي فردي، گروهي، كم بضاعتي، پربها دادن به نقش خود و نديدن واقعيت ها را! اين آينه را با گذر زمان كاري نيست. ما گرفتار در خوديم. ما هر كدام گروه و طبقه اي را نمايندگي مي كنيم و نسبت به هر چيز تحليلي داريم اما در مثل مناقشه نيست! آيا مي شود سؤال كرد كه اين بحث هاي عريض و طويل ما كي تمام خواهد شد؟ 

در ادامه اين نوشته آمده است؛ هر كدام از ما وقتي پاي صحبت مي آيد از نمايندگي خلق صحبت مي كنيم. اما در عمل تمامي اين افت و خيزها بي حضور ما صورت مي گيرد و ما بدنبال آن كشيده مي شويم و چاره اي هم نداريم! ما تك تك چه اتوريته اي مي توانيم داشته باشيم؟ قلبم به درد مي آيد و زخم كهنه دهان باز مي كند، وقتي به واقعيت آنچه بين ما مي گذرد و آنچه در ايران مي گذرد نگاه مي كنم. سه سال رفت و آمد به ايران اين امكان را داد كه از نزديك زندگي، طرز فكر مردم را تا حدودي ببينم. براي برخي وقتي از آرزوهايمان و مبارزات خودمان مي گفتيم ما را سرباز ژاپني مي ناميدند! (براستي ما نيز سرباز ژاپني هستيم.) اين مقاله نيست، اين دردنامه است. سالهاست تشييع جنازه مي كنيم بي آنكه بدانيم اين جنازه خود ماست! اما كاسه سرمان آنقدر زمخت است كه متأسفانه سنگ لحد نيز ما را از مردن مان آگاه نمي كند! 

نويسنده گويانيوز اضافه مي كند: ممكن است براي بعضي ها اين حرف ها خنده دار و ساده لوحانه جلوه نمايد مخصوصاً آنها كه مدعي تراند. عيب ندارد. مي توان اگر عمر كفاف دهد، سي سال ديگر نشريه خود را بيرون دهيم و مانند مجاهدين در كمپي بزرگتر در اروپا و آمريكا رژه برويم و هر كدام رئيس باشيم با تاج هاي كاغذي. اما بايد يك روز جواب بدهيم. ته دل بسياري از ما براي حمله آمريكا و اسرائيل لك مي زند. روشنفكري بد دردي است بخصوص اگر در خارج از كشور باشي و روياهاي خود را به جاي واقعيت بنشاني. روياهائي كه اگر از واقعيت بيشتر از چند قدم فاصله داشته باشند به پشيزي نمي ارزند.

 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


راهپیمایی اعتراضی پس از نمازجمعه


رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان‌های استان تهران از برگزاری راهپیمایی اعتراض به الحاق بحرین به عربستان در شهرستان‌های این استان خبر داد.


 حجت الاسلام سیدمحسن محمودی پیش از ظهر چهارشنبه در نشستی خبری به مناسبت برگزاری این راهپیمایی در جمع خبرنگاران گفت: با توجه به اینکه توافق ها در رابطه با الحاق بحرین به عربستان سعودی بین خاندان منحوس آل خلیفه و آل سعود صورت پذیرفته و نیز سرکوب شدید و وحشیانه اعتراضات بحرینی ها توسط نیروهای سعودی، مردم شهرستان های استان تهران در راهپیمایی انزجار خود را از این الحاق اعلام و آن را محکوم می کنند.

آغاز راهپیمایی از میعادگاه های نماز جمعه

وی افزود: مردم این شهرستان ها بعد از نماز جمعه ۲۹ اردیبهشت به طور همزمان از میعادگاه های نماز جمعه راهپیمایی خود را آغاز خواهند کرد.

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستانهای استان تهران با بیان اهمیت این راهپیمایی، از مردم مؤمن و آزاده ایران اسلامی نیز خواست با حضور بیش از پیش در آن به حمایت از مردم مظلوم بحرین بپردازند.

وی عنوان کرد: قطعا حضور انبوه معترضان به این طرح ننگین موجب وحشت مجامع بین الملل و نیز دلگرمی مردم مظلوم بحرین خواهد شد.

عربستان با طرح دروغین اتحاد، درصدد تحمیل سلطه اش بر بحرین است

حجت الاسلام محمودی تأکید کرد: رژیم عربستان با طرح دروغین اتحاد، درصدد تحمیل سلطه خود بر بحرین و مردم منطقه است و این دعوت دروغین از سوی رژیمی صورت گرفته که در میان مردم خود هیچ محبوبیتی ندارد.
وی ادامه داد: چنین طرح هایی که رژیم های غیر قانونی و مستبد ارائه می دهند هیچ اعتباری ندارد؛ چگونه چنین رژیم هایی که از برقراری دموکراسی در داخل کشور خود ناتوان هستند، می توانند برای مردم منطقه دموکراسی به ارمغان بیاورند؟

رئیس شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی شهرستان های استان تهران تصریح کرد: این رژیم ها به درخواست آمریکا، درصدد هستند با اینگونه طرح ها مردم منطقه را در زیر یوغ ظلم، استبداد و دیکتاتوری باقی نگاه دارند.

وی اضافه کرد: در پرتو بیداری ملت های مسلمان و ظلم ستیز در کشورهای عربی، اسلامی و حتی اروپایی و آمریکایی و مطالبه آزادی و دموکراسی، مردم دیگر نمی پذیرند این دعوت ها را که به آنها تحمیل شده، قبول کنند.
 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


 حدادعادل ادعاي مرتضوي را تکذيب کرد
 
غلامعلي حدادعادل، رئيس کميسيون فرهنگي مجلس شوراي اسلامي در بيانيه‌اي که در اختيار مشرق قرار داد، اعلام کرد؛ اينجانب به آقاي مرتضوي گفتم در همين حدود و به شکلي که نمايندگان تصور نکنند وي بر خلاف قول خود عمل کرده، کار مردم را [در سازمان تأمين اجتماعي] راه بيندازند تا موضوع عملي‌شدن استعفاي ايشان محقق شود.

altغلامعلي حداد عادل، نماينده مردم تهران در مجلس نهم در بيانيه‌اي که در اختيار مشرق قرار گرفت، اعلام کرد در تماس‌ها و ملاقات‌هايي که بعد از جلسه 91/1/26 با آقاي مرتضوي داشته، درباره اخبار و شايعات دال بر حضور وي در دفتر کارش در سازمان تأمين اجتماعي سؤال کرده که وي در پاسخ گفته است: «چون رئيس‌جمهور استعفاي مرا نپذيرفته و فرد ديگري به جاي من انتخاب نشده است، روزانه هفتاد نفر از کارمندان تحت پوشش سازمان تأمين اجتماعي بازنشسته مي‌شوند و اگر من احکام آنها را امضا نکنم از حيث دريافت مستمري ماهانه از سازمان دچار مشکل مي‌شوند»؛

حدادعادل مي‌افزايد: اينجانب به ايشان گفتم در همين حدود و به شکلي که نمايندگان تصور نکنند آقاي مرتضوي بر خلاف قول خود عمل کرده، کار مردم را راه بيندازند تا موضوع عملي‌شدن استعفاي ايشان محقق شود.

متن کامل توضيح غلامعلي حدادعادل درباره نامه اخير مرتضوي به شرح زير است:

آقاي مرتضوي در نامه‌اي که حاوي اعتراض و شکايت ايشان از آقاي احمد توکلي، نماينده محترم مجلس است و در تاريخ 91/2/25 منتشر شده، نکاتي مطرح کرده اند که اينجانب توضيحات زير را درباره آن نکات، ضروري مي‌دانم.

1- آقاي مرتضوي اظهار داشته اند که لفظ "قول شرف" را نه در جلسه‌اي که با من داشته‌اند و نه در جلسه‌اي که با آقاي توکلي داشته‌اند به کار نبرده‌اند. بديهي است که هر قولي "قول شرف" است، چه کلمه "شرف" به دنبال قول بيايد و چه نيايد. آنچه مسلم است اين است که آقاي مرتضوي با قبول استدلال‌هاي اينجانب، قبول کردند که استعفا کنند و قول دادند که به هر صورت استعفا کنند و در همان جلسه که آقاي زاکاني هم در آن حضور داشتند، متن استعفاي خود را نوشتند و به رؤيت بنده و آقاي زاکاني رساندند. آقاي مرتضوي در صحبت با اينجانب، استعفاي خود را منوط و مشروط به موافقت وزير کار و رئيس‌جمهور محترم نکردند.

2- آقاي مرتضوي در بخشي از نامه 91/2/25 خود نوشته‌اند:
«جناب آقاي حدادعادل نيز در ازاي اين اعلام آمادگي براي استعفا چندين قول به من دادند که در اين متن قابل ذکر نيست و در آخرين جلسه مشترک نيز فرمودند پيگير آن هستم و با وجود تلاش آقاي حدادعادل، هيچ يک از آنها تا به حال عملي نشده است.»

از اين عبارت آقاي مرتضوي ممکن است چنين استنباط شود که خداي‌ناکرده معامله‌اي صورت گرفته و اينجانب وعده و وعيدي به ايشان داده‌ام که عملي نشده است و از نظر آقاي مرتضوي بيان آن قول‌ها که داده‌ام به مصلحت نيست.

حقيقت اين است که آقاي مرتضوي در همان جلسه ديدار و گفتگوي بنده و آقاي زاکاني با ايشان در تاريخ 91/1/26، بعد از آنکه پيشنهاد بنده را پذيرفتند و قول دادند که استعفا کنند و متن استعفاي خود را هم نوشتند، به بنده گفتند حال که من تصميم به استعفا گرفته‌ام مايلم به قوه قضائيه برگردم و چون در حال حاضر در حالت "تعليق" قرار دارم، مايلم هر چه زودتر محاکمه شوم و از حال تعليف و بلاتکليفي خارج شوم و بتوانم بعد از صدور حکم دادگاه، به قوه قضائيه بازگردم. اينجانب به ايشان قول دادم که براي تأمين مقصود ايشان که تسريع در رسيدگي و محاکمه بود، اقدام کنم و متعاقب آن جلسه تقاضاي ايشان را که معقول و منطقي مي‌دانستم به اطلاع رياست محترم قوه قضائيه رساندم. اين همه آن چيزي بوده که ميان بنده و ايشان گذشته است.

3- آقاي مرتضوي در قسمت ديگري از نامه خود نوشته‌اند:
«جناي آقاي حدادعادل حتي در آخرين تماسي که با هم داشتيم توقع ترک پست و خدمت از اينجانب نداشته و ندارند و تدبير ايشان اين بود که به گونه‌اي اقدام شود که موجب تحريک برخي نمايندگان نشود.»

اينجانب در تماس‌ها و ملاقات‌هايي که بعد از جلسه 91/1/26 با آقاي مرتضوي داشتم درباره اخبار و شايعات دال بر حضور ايشان در دفتر کارشان سؤال کردم. ايشان توضيح دادند که چون رئيس‌جمهور استعفاي مرا نپذيرفته و فرد ديگري به جاي من انتخاب نشده است و روزانه هفتاد نفر از کارمندان تحت پوشش سازمان تأمين اجتماعي بازنشسته مي‌شوند و اگر من احکام آنها را امضا نکنم از حيث دريافت مستمري ماهانه از سازمان دچار مشکل مي‌شوند؛ اينجانب به ايشان گفتم در همين حدود و به شکلي که نمايندگان تصور نکنند آقاي مرتضوي بر خلاف قول خود عمل کرده، کار مردم را راه بيندازند تا موضوع عملي‌شدن استعفاي ايشان محقق شود.

اميدوارم اين توضيحات براي کساني که مايلند از حقيقت موضوع آگاه شوند مفيد باشد.

غلامعلي حدادعادل
91/2/26

 

چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


اظهارات خواندنی علامه مصباح درباره امام(ره)

استاد برجسته حوزه علمیه قم امام خمینی(ره) را شبیه‌ترین انسان‌ها به امیرالمؤمنین علی(ع) دانست و گفت: امام در سخت‌ترین حالات نسبت به انجام وظایف مبادرت می‌ورزید و از هرگونه کوتاهی دوری می‌کرد.

alt آنا، آیت‌الله محمد تقی مصباح یزدی رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره)، در جمع اساتید و دانشجویان دانشگاه قم، با اشاره به اینکه تعلیم و تربیت مراحل بسیاری دارد و هرکس به مقدار همت خود می‌تواند از آن بهره ببرد، افزود: حضرت امام‌خمینی(ره) در بهره‌گیری از تعلیم و تربیت دارای والاترین و عالی‌ترین مقام بود و آن تعلیم و تربیت عرفانی است.

وی اصل تعلیم و تربیت را برای شکوفا‌شدن و به فعلیت رسیدن استعدادهای نهفته انسان دانست و خاطرنشان کرد: انسان‌ها ذاتا دارای استعدادهای نهفته هستند که خود به خود شکوفا نمی‌شود بلکه نیازمند تعلیم و تربیت است تا علوم بالقوه را به علوم بالفعل برساند.

آیت‌الله مصباح یزدی در ادامه با اشاره به اینکه تعلیم و تربیت باید باعث خودپروری و خودسازی شود، افزود: اگر تعلیم و تربیت باعث رشد و تعالی فرد نشود و خودسازی و تزکیه نفس را به همراه نداشته باشد،اسلامی و خدایی نیست.

استاد اخلاق حوزه علمیه قم گفت: برخی معتقدند برای رسیدن به خدا باید انسان در عزلت و خلوت به راز و نیاز با خداوند بپردازد و از معاشرت با افراد جامعه دوری کند تا اثری از گناه، لغو و لهویات افراد مترتب او نشود تا اسباب دوری از خدا را برای او به همراه داشته باشد،‌ این افراد انزوا و گوشه‌گیری را بهترین راه برای رسیدن به خدا می دانند، در حالی که امام‌خمینی(ره) این نوع گرایش را قبول نداشت.

آیت‌الله مصباح یزدی با اشاره به اینکه نظریه عزلت و دوری از اجتماع نیازمند بحث و بررسی بیشتر است، گفت: امام‌خمینی(ره) بیشترین فعالیت‌های اجتماعی را بر عهده داشتند و به دیگران نیز توصیه می‌کردند تا در اجتماع به صورت فعال به فعالیت بپردازند، امام‌خمینی(ره) خود را فردی اجتماعی می‌دانست و با انزوا و گوشه گیری مخالف بود و رسیدن به تعالی را در گرو حضور داشتن در اجتماع و تزکیه نفس می‌دانست.

رییس مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام‌خمینی(ره) با اشاره به اینکه اگر به زندگی پیامبر‌اکرم(ص) و اهل‌بیت(ع) مراجعه کنیم متوجه می‌شویم که سیره عملی آنها به چه صورت بوده است، یادآور شد: حضرت علی(ع) نه تنها گوشه نشین و منزوی نبود بلکه در کنار عبادت و بندگی خداوند، مدام در حال جنگ با دشمنان یا کمک به فقرا و حل مشکلات مردم بود و در بطن اجتماع حضور گسترده و فراوان داشت و امام‌‌خمینی(ره) نیز این چنین بود.

آیت‌الله مصباح یزدی گفت: اگر اهل‌بیت(ع) اهل عزلت، انزوا و گوشه‌نشینی بودند دشمنان نیازی نمی‌دیدند آنها را به شهادت برسانند چون هیچ خطری نداشتند، در حالی که اهل‌بیت(ع) در جامعه حضور مستمر داشتند و مقابل هر بی‌عدالتی موضع گرفته و ایستادگی می‌کردند و امام راحل نیز در مقابل دشمنان ایستادگی می‌کرد و از هیچ خطری نمی‌ترسید.

وی با اشاره به اینکه فطرت انسان این است که با دیگران ارتباط داشته باشد، تنهایی و عزلت گزینی را برای رسیدن به کمال ناقص دانست و اظهار داشت: انسان باید مظهر همه تجلیات الهی باشد و برای رسیدن به این مهم باید از همه چیز بگذرد.

آیت‌الله مصباح یزدی کمال انسانی را رشد و تعالی در همه امور الهی دانست و افزود: امام‌خمینی(ره) مصداق بارز یک انسان کامل بود چون همه وظایف خود را به خوبی و در هرجایی عملی می‌کرد و تعلیم و تربیت اسلامی را در گرو این مهم می‌دانست و همه را به عملی کردن اهداف والا دعوت می‌کرد.

استاد برجسته حوزه علمیه قم در پایان امام خمینی(ره) را شبیه‌ترین انسان‌ها به امیرالمؤمنین علی(ع) دانست و خاطرنشان کرد: امام در سخت‌ترین حالات نسبت به انجام وظایف مبادرت می‌ورزید و از هرگونه کوتاهی دوری می‌کرد، ما نیز باید برای ارتقاء و تعالی و رسیدن به هدف امام‌خمینی(ره) تلاش کنیم.

 

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


تز جدید فرقه سبز برای عبور از دوگانه اصلاح طلب،انحصار طلب

بررسی رسانه های جریان فتنه حاکی از خلق عنوانی جدید برای آن دسته از تلاش هایی است که خواهان مقابله با نظام هستند.

altبررسی رسانه های جریان فتنه نشان می دهد که بخشی از اپوزیسیون ضمن تاکید بر گذر از دوگانه “اصلاح طلبی” و “انحلال طلبی ” تاکید کرده اند که دوره آزمایش هر یک از منش ها سپری شده و باید در میانه این دوگانگی به فعالیت پرداخت.

این رسانه ها با الگو قرار دادن منطق ” نه این ، نه آن،همین این ،هم آن” روش مطالبه محوری را مورد تاکید خود قرار داده اند.

این شیوه که بیشتر مورد تاکید گروهک ملی- مذهبی است اخیرا در سایت جرس تبلیغ و بیان می شود.

در بیان این الگو آمده است: «گروه سومی در این میان وجود دارد که مطالبه محور است و مساله اصلی اش حفظ یا تغییر نظام نیست بلکه هدفش دستیابی به حقوق مدنی شامل انتخابات آزاد، حقوق بشر، عدالت اجتماعی، آزادی بیان/تجمع/ تشکل و … است و احقاق این مطالبات را با شیوه مبارزه مدنی و مسالمت جویانه پیگیری میکند. این مساله که آیا نظام با تن دادن به اصلاحات در چهارچوب نظم مستقر حاضر به تامین این مطالبات هست یا که تنها با تغییر نظم موجود این مطالبات برآورده خواهد شد، مساله اصلی این گروه سوم نیست. این گروه دغدغه اش تصاحب قدرت نیست بلکه مساله اش تغییر مناسبات و تحقق مطالبات است.

چیستی و کیستی نظام و ناظم برای این گروه از طرفداران تغییر وضع موجود، موضوعیت اصلی را ندارد بلکه این گروه سعی میکند تا با استفاده از پتانسیل اجتماعی و فشار جامعه و مقاومت مدنی مطالبات خود را کسب کند.

اینکه نظم ، نظام و ناظم مستقر حاضر به تامین این مطالبات هستند و یا کسب آن را مشروط به حذف خود می دانند، مساله گروه سوم نیست بلکه انتخاب حاکمیت جمهوری اسلامی است. گروه سوم وظیفه و هدف خود را طرح و پیگیری حقوق مدنی اش میداند و آنرا از هر گروهی که بر سر قدرت باشد مطالبه می کند. گروه سوم نه برای حفظ نظام می کوشد و نه برای حذف آن، بلکه برای دستیابی به مطالبات مدنی خود تلاش میکند. طرفداران مطالبه محوری هیچ شخص یا گروه یا نظامی برایشان تقدس ندارد. آنها هر تلاشی در راه مبارزه مدنی را که بر مبنای صداقت، شهامت، عقلانیت و استقامت شکل گرفته باشد را ارج نهاده و پشتیبانی می کنند.

این رویکرد سوم نافی مطلق و یا حامی مطلق دو جریان اصلاح طلبی و انحلال طلبی نیست و هویت مستقلی دارد اگر چه ممکن است منتقد و موید بعضی از تلاشهای دموکراسی خواهانه هر یک باشد. البته می توان حدس زد که متعصبان هر یک از این دو جریان، احتمالا به طرفداران گروه سوم روی خوش نشان نداده و آنها را متهم به سازشکاری یا ساختارشکنی خواهند کرد.”

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


پیام تبریک مشاور میرحسین به اولاند!

اردشیر امیرارجمند مشاور میرحسین موسوی و از منافقین فراری، طی پیامی موفقیت "فرانسوا اولاند" در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، را تبریک گفت!

alt

عصر امروز، اردشیر امیرارجمند مشاور میرحسین موسوی و از منافقین فراری، طی پیامی موفقیت "فرانسوا اولاند" در رقابت‌های انتخابات ریاست جمهوری، را تبریک گفت!

این اتفاق در حالی صورت می گیرد که پس از پیروزی اولاند در انتخابات، سارکوزی به عنوان رقیب اصلی وی بلافاصله این پیروزی را تبریک گفت و برایش آرزوی موفقیت کرد.

همچنین وی از مردم کشورش خواست تا فقط به بزرگی فرانسه و به سعادت فرانسوی ها فکر کنند و بهترین تصویر ممکن را از فرانسه ارائه کنند؛ مسئله ای که موجب شد تا اکثر رسانه های کشور با مقایسه اقدام سارکوزی و میرحسین موسوی که بلافاصله پس از شکست از هوادارنش خواست تا به خیابان ها بیایند، به شدت به این فتنه گر انتقاد کنند.

در حقیقت مشاور موسوی به جای نوشتن "پیام تبریک" بهتر بود از اقدام سارکوزی درس می گرفت.
 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


جمالی فشی پای چوبه دار چه گفت؟
چوبه دار؛ پایان کار همکار موساد در ترور شهید علی‌محمدی

صبح سه شنبه با خبری خوشحال کننده برای مردم ایران آغاز شد: عامل ترور دانشمند شهید مسعود علی‌محمدی به دار مجازات آویخته شد تا قلب پردرد ملت ایران که چهار گلوله سرخ به نشانه ۴ دانشمند هسته‌ای شهید را بر خود دارد، اندکی تسلی پیدا کند.

به گزارش رجانیوز، دادگاه رسیدگی به اتهامات مجید جمالی فشی در تاریخ اول شهریورماه سال گذشته در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی و با حضور وکیل، نماینده دادستان و اصحاب رسانه‌های جمعی به صورت علنی برگزار و نهایتا نامبرده به اتهام محاربه و افساد فی‌الارض از طریق ترور به اعدام محکوم شد.

دی ماه سال ۸۹ بود که وزارت اطلاعات از کشف و دستگیری عوامل ترور شهید علی‌محمدی و انهدام شبکه جاسوسی موساد که در این زمینه فعالیت می‌کرد، خبر داد. شهید علی‌محمدی ۲۲ دی ماه سال ۸۸ در مقابل منزل خود بر اثر انفجار بمبی به شهادت رسید. وی استاد برجسته فیزیک نظری بود که در زمینه ذرات بنیادی و نظریه میدان‌ها تحقیقات می‌کرد.

دو روز پس از ترور شهید دکتر علی‌محمدی، سایت وزارت خارجه رژیم صهیونیستی به نقل از برخی مطبوعات این رژیم اذعان کرد دکتر مسعود علی محمدی دانشمند هسته‌ای و استاد دانشگاه ایران برای محافل اسرائیلی شناخته شده بود.

سایت همدمی (ارگان رسمی وزارت خارجه اسرائیل به زبان فارسی) به نقل از روزنامه‌هایی چون معاریو و هاآرتص، نوشته بود دکتر علی محمدی به واسطه حضور در همایش‌های علمی بین المللی، برای اسرائیلی‌ها که در پوشش پژوهشگر در این محافل علمی شرکت می‌کنند، شناخته شده بود. این روزنامه‌ها، از یک‌سو اذعان کردند که دکتر علی محمدی در همایش‌های مذکور کم حرفی پیشه می‌کرد- که علی القاعده این رازداری برای صهیونیست‌ها گران تمام شده- اما از طرف دیگر برای گم کردن رد پای سازمان موساد تلاش کردند به تحریف چهره اسلامی و انقلابی و میهن دوست شهید علی محمدی بپردازند، شیوه‌ای که صهیونیست‌ها برای تخریب وجهه دشمنان تسلیم ناپذیر خود در پیش می‌گیرند و می‌کوشند انگ همراهی به وی بچسبانند.

جاودان نفر از همکاران رادیو و وزارت خارجه رژیم صهیونیستی طی مقاله‌ای در گاردین تصریح کرده بود «ترور دکتر علی محمدی بخشی از نبرد سرویس‌های اطلاعاتی غربی با جمهوری اسلامی به ویژه در زمینه برنامه هسته‌ای و مذاکرات مربوط به آن است.»

در واقع سمفونی تروریسم بین‌الملل چند صباحی است که خوب می‌نوازد. آژانس بین‌المللی انرژی اتمی ساز را با انتشار اسامی اساتید دانشگاه‌های معتبر ایران به بهانه همکاری با برنامه هسته‌ای صلح‌آمیز ایران کوک می‌کند؛ شورای امنیت این نام‌ها را در فهرست تحریم و قطعنامه می‌آورد و تروریست‌ها یک به یک در کنار اسامی اساتید ایرانی تیک می‌زنند.

قاتل شهید علی‌محمدی در اعترافاتش چه گفت؟ 

مجید جمالی فش در جریان اعترافات خود گفت که پیش از انجام این اقدام تروریستی در اسرائیل تحت آموز‌ش‌های گسترده و لازم قرار گرفته بود. عامل ۲۶ ساله موساد در اعترافات خود اذعان کرد با یک فرمانده اسرائیلی به طور خصوصی در این رابطه صحیت‏‎هایی داشته، فرمانده اسرائیلی به او خاطرنشان کرده است که ماموریتش تا چه حد برای تل‎آویو مهم و حیاتی است. 

وی در ادامه گفت که فرمانده اسرائیلی از درگیر بودن افراد بسیاری در این عملیات خبر داد و اینکه به شخص وی برای انجام این ماموریت اعتماد شده است واگر من در این عملیات موفق نمی‌شدم همه این افراد جان خود را از دست می‌دادند. او همچنین، به جزئیات آموزش‌های گوناگونی که در اسرائیل دیده بود و نحوه ترور دکتر علی‌محمدی پرداخت.

سوال ساده همسر شهید از قاتل شهید علی‌محمدی

همسر شهید مسعود علی‌محمدی هنگام برگزاری دادگاه رسیدگی به اتهامات جمالی فش، با حضور در جایگاه شکات اظهار کرد: من از عامل ترور فقط این سوال را دارم که چطور متوجه نشده که اسراییل دشمن چندین ساله‌ ماست و برای کشتن یک نفر نقشه کشیده است؟ چطور فردی که از او به عنوان سازنده‌ بمب اتم نام برده می‌شود، هیچ محافظی ندارد؟ کشور ما بار‌ها و بار‌ها اعلام کرده که ما به دنبال بمب هسته‌یی نیستیم.

وی با تاکید بر اینکه اصل ترور قبیح است، گفت: همه‌ ادیان ترور را رد می‌کنند. آیا دریافت این پول‌ها برای کشتن یک نفر ارزش دارد؟ ما همه می‌دانیم که اسراییل برای ما شمشیر را از رو بسته است. این فرد چطور توانسته خام وعده‌های رژیم صهیونیستی شود؟ 

همسر شهید علی‌محمدی ادامه داد: آیا جرم همسرم فقط عشق به وطن بود؟ آیا کسی که وطن خود را دوست دارد باید کشته شود؟ مگر او جز علم‌اندوزی و آموزش چه کاری کرده بود؟ همیشه می‌گفت که من به خاطر شغل معلمی که دارم از آینده خود مطمئنم زیرا به کسی ظلم نکرده بود. همسرم به راحتی به اینجایگاه نرسیده بود و بسیاری از فشار‌ها را تحمل کرده بود.

وی در پایان با اعلام تقاضای اعدام برای متهم، گفت: از دستگاه قضایی تقاضا دارم که اسراییل را به علت اقدامات تروریستی در محاکم بین‌المللی به محاکمه بکشاند و امیدوارم خداوند هر فرد و کشور تروریستی را نابود کند.

قاتل داشمند هسته‌ای پای چوبه دار چه گفت؟

مجید جمالی فشی که در جریان سفر به خارج از کشور با عوامل سرویس امنیتی رژیم صهیونیستی موسوم به موساد ارتباط برقرار کرده بود ، چندین نوبت با عوامل این سرویس در کشورهای مختلف دیدار و نهایتا برای دریافت آموزش‌های مربوط به ترور شهید علی محمدی به اراضی اشغالی فلسطین منتقل و تحت آموزش‌های نظامی و تروریستی قرار گرفته بود. 

وی پس از بازگشت به کشور ، با تهیه مقدمات ارتکاب جنایت ، نهایتا با بمب گذاری در یک دستگاه موتورسیکلت، این دانشمند هسته ای کشورمان را در برابر خانه اش به شهادت رساند.


با تایید رای دادگاه بدوی درباره جمالی فشی در دیوان عالی کشور حکم اعدام این جاسوس موساد بامداد روز جاری اجرا شد.

عامل ترور شهيد علي محمد ي صبح امروز و پيش از اجراي حکم اعدام گفت:در مورد اشتباهات گذشته خودم نمي دانم که چه بگويم خيلي از کار ها و تجربه ها راه برگشت ندارد پايان راه کج و بدي همين جايي است که من ايستاده ام.

جمالي فشي در آخرين اظهار نظر خود به خبرنگار باشگاه خبرنگاران گفت:من آينه آينده آنهايي هستم که در اين راه گام بر مي دارند.
 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


مجلس حرمت دارد؛ کواکبیان بداخلاقی کرد

بنده انتقادی را مطرح کردم که آقای کواکبیان خواست اظهار فضل کند اما متاسفانه ایشان مطالب بی ادبانه ای را از بلندگوی مجلس مطرح کردند که به هیچ وجه در شان مجلس و نمایندگان نبود./ قربانی همچنین ضمن رد هر گونه برخورد فیزیکی وی با نماینده خاطی گفت: تریبون مجلس شورای اسلامی جایگاه و حرمت خاصی دارد لذا نمایندگان باید دقت کنند که هر حرفی را از این تریبون مطرح نکنند و آقای کواکبیان در این مورد بداخلاقی کرد.

موسی قربانی به خبرنگار پارلمانی «بی باک» گفت: بنده انتقادی را مطرح کردم که  آقای کواکبیان خواست اظهار فضل کند اما متاسفانه ایشان مطالب بی ادبانه ای را از بلندگوی مجلس مطرح کردند که به هیچ وجه در شان مجلس و نمایندگان نبود.

به گزارش سرویس سیاسی بی باک، چند روز پیش خبری تحت عنوان " فحاشی و معرکه گیری کوچک زاده در رستوران مجلس"  توسط برخی سایتهای خبری منتشر شد که از همان ابتدا برای کسانیکه کمترین اطلاعاتی درباره قوانین مجلس داشتند، کذب بودن آن پر واضح بود و بیشتر شبیه به یک عقده گشایی سیاسی و شخصی برخی رسانه ها و بعضا برای جذب مخاطب صورت گرفته بود زیرا این خبر کذب  در حالی در سطح وسیعی منتشر شد که طبق مقررات مجلس هیچ خبرنگاری حق ورود به سالن غذاخوری مجلس را ندارد حال چگونه یک خبرنگار در سالن غذاخوری قصد مصاحبه با کوچک زاده داشته و نهایتا کار به دعوا کشیده شده است؟!

بنابرگزارشات رسیده به خبرنگار ما واقعیت چیز دیگری بود و این خبر کذب ماجرایی دیگر داشت که همان فحاشی مهمان علی رضا محجوب به دکتر مهدی کوچک زاده به عنوان یکی از منتخبان مردم تهران داشت. مهمانی که نه حرمت منتخب مردم را رعایت کرد و نه صداقت حداقلی در نقل اخبار و گزارشات و قوانین مجلس را و بعد از بیرون آمدن از مجلس نیز اوج بداخلاقی خویش را در انتشار خبری کذب صورت داد که کوچک زاده نیز در واکنش به آن طی یادداشتی نوشت: « البته هر عاقلی همین مطلب دروغ ... که دهها سایت آنرا منتشر نمودند را با دقت بخواند چندین دروغ و داستانسرایی و نیز بغض و کینه نسبت به اینجانب را در آن ملاحظه می کند. ... در خاتمه اعلام می دارم، از آنجا که این بگو مگوها و درگیری ها را به حال اهداف مقدسی که از نمایندگی مردم دارم مضر می دانم از این پس به هر ادعایی که علیه اینجانب منتشر شود یک جمله بیشتر عرضه نمی دارم و آن اینست که "هرکس تهمتی را به اینجانب روا دارد در صورتیکه صوت آن را منتشر نکند خود مستحق همه آن چیزی است که بیان داشته " ! همان مطلبی که در مجلس هفتم در پاسخ هتاکی ها و دروغپردازیهای روزنامه های باصطلاح اصلاح طلب شرق و اعتماد و اعتماد ملی و . . . بیان داشتم. و حساب را به روز قیامت وا می گذارم. »

اما نکته اینجاست که اگر این رسانه ها مدعی هستند، صرفا بخاطر ترویج اخلاق و نهی از منکر گرفتار چنین اشتباه فاحش و کذبی شده اند، چگونه آنها در قبال برخی فحاشی ها و بداخلاقی های مسلم مجلس به یکبار به کما می روند؟! چگونه فحاشی های علی مطهری که نه تنها از بلندگوی مجلس پخش شد بلکه مردم سراسر ایران نیز بصورت زنده الفاظ هتاکانه وی را شنیدند، در این صنف رسانه ها بایکوت شد و دیگر اینکه چگونه هتاکی های کواکبیان به نماینده مردم قائنات در جلسه دیروز مجلس با بایکوت و تحریف برخی رسانه ها روبرو شد.

alt
نمایی از زورآزمایی اخلاقی دو نماینده مجلس!


در جریان رسیدگی مجلس شورای اسلامی به جزئیات لایحه بودجه 1391 کل کشور، مصطفی کواکبیان و موسی قربانی نمایندگان سمنان و قائنات بر سر این موضوع دقایقی درگیری لفظی پیدا کردند که در پی آن برای دقایقی فضای صحن علنی تا حدودی متشنج شد.

با در دستور قرار گرفتن بخش مربوط به سازمان امور مالیاتی، مطصفی کواکبیان پیشنهاد حذف این جزء را مطرح کرد و پس از او موسی قربانی در سخنانی ضمن خطاب قرار دادن کواکبیان گفت: بهتر است آقای کواکبیان در ابتدا موضوع را بخواند و سپس اظهارنظر کند و پیشنهاد حذف دهد که این گفته با واکنش کواکبیان و درخواست وی برای تذکر به وی و جنگ لفظی میان این دو مواجه شد.

کواکبیان مجبور شد در دفاع از خود و اینکه سوادش از موسی قربانی بیشتر است دقایقی وقت مجلس را صرف فحاشی علیه موسی قربانی کند.

در همین راستا حجت الاسلام قربانی درباره اتفاقات روز گذشته مجلس به خبرنگار پارلمانی « بی باک »  گفت: بنده انتقادی را مطرح کردم که  آقای کواکبیان خواست اظهار فضل کند اما متاسفانه ایشان مطالب بی ادبانه ای را از بلندگوی مجلس مطرح کردند که به هیچ وجه در شان مجلس و نمایندگان نبود.

altقربانی همچنین ضمن رد هر گونه برخورد فیزیکی وی با نماینده خاطی گفت: تریبون مجلس شورای اسلامی جایگاه و حرمت خاصی دارد لذا نمایندگان باید دقت کنند که هر حرفی را از این تریبون مطرح نکنند و اقای کواکبیان در این مورد بداخلاقی کرد.


گفتنی است، اظهارات عجیب مصطفی کواکبیان نماینده مردم سمنان و عضو فراکسیون اقلیت مجلس شورای اسلامی خطاب به حجت‌الاسلام موسی قربانی نماینده قائنات در جلسه علنی عصر دیروز و در جریان رسیدگی به جزئیات لایحه بودجه 1391 کل کشور برای دقایقی جلسه علنی مجلس را به حاشیه کشاند و فضای جلسه را تا حدودی متشنج کرد.

مصطفی کواکبیان پیشنهاد حذف جزء در یکی از بندهای بودجه 91 را ارائه داد و پس از او موسی قربانی در سخنانی ضمن خطاب قرار دادن کواکبیان گفت: بهتر است آقای کواکبیان در ابتدا موضوع را بخواند و سپس اظهارنظر کند.

همین سخنان قربانی واکنش شدید کواکبیان را به دنبال داشت و خواستار بیان تذکر ماده 77 آئین‌نامه داخلی مچلس بود.

محمد‌رضا باهنر نایب رئیس اول پارلمان که در غیاب لاریجانی ریاست ساعتی از صحن علنی مجلس را به دنبال داشت، ضمن دعوت کواکبیان به ‌آرامش‌ گفت: زمانی که آقای قربانی شروع به صحبت کردن کرد، بنده گفتم آقای قربانی بسیار بحث دقیقی را مطرح می‌کند البته آقای قربانی بعضی وقت‌ها حرف‌های دقیقی می‌زند.

باهنر برای آرام کردن جو جلسه سه بار زنگ مجلس را به صدا درآورد اما این کار نیز فایده‌ای نداشت و کواکبیان همچنان داد می زد و به ناچار باهنر اجازه صحبت کردن از بلندگوی مجلس را به کواکبیان داد.

کواکبیان گفت: بنده از رئیس جلسه درباره تغییر نام شهرستان توسط دولت سؤال کردم که آیا تغییر نام شهرستان با مجلس است یا دولت که پاسخی داده نشد‌ اما باید بگویم که بنده دکترا‌ دارم و از آقای قربانی باسواد‌ترم و رئیس فراکسیون دانشگاهیان مجلس هستم و خود آقای قربانی بارها از بنده تلمذ کرده است.

کواکبیان همچنین در خاتمه گفت: از آنجایی که بنده خبط کردم، سعی می‌کنم سالی یک بار قربانی کنم.

پس از این سخنان کواکبیان موسی قربانی از جای خود برخواست و خواستار بیان تذکر ماده 77 آئین‌نامه داخلی مجلس شد که باهنر خطاب به وی گفت: آقای کواکبیان هیچ منظوری نداشت و به نظرم همه این گفت‌و‌گوها برای شاداب کردن جلسه مطرح می‌شود و بهتر این داستان‌ها را بیخودی کش ندهید.

اما این سخنان باهنر جو مشنج مجلس را ارام نکرد تا اینکه محمد‌رضا باهنر در جریان این موضوع 3 بار زنگ مجلس را به صدا درآورد تا وکلای ملت بیش از این فضای مجلس را ملتهب نکنند و از نمایندگان خواست که آرام باشند

باهنر همچنین به نمایندگان گفت: خواهش بنده این است که بحث را ادامه ندهید چرا‌که قطعا ادامه بحث به نفع کسی نیست.

پس از گذشت دقایقی تعدادی از نمایندگان مجلس مصطفی کواکبیان را به سمت صندلی قربانی بردند تا با یکدیگر مصاحفه و رو‌بوسی کنند و این بحث را ادامه ندهند.

سپس باهنر خطاب به نمایندگان گفت: با توجه به اینکه بالاخره کار به مصافحه کشید خواهش بنده این است که جلسه آرام شود و بحث‌مان را درباره بودجه ادامه دهیم و برادران بزرگوار نیز تشکر می‌کنم.

سپس ستار هدایتخواه نماینده دنا و بویر احمد در ابتدای سخنان خود برای ارائه توضیحاتی در خصوص یک پیشنهاد، گفت: برادران برای حفظ آرامش مجلس صلواتی ختم کنند.

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


انتقام گیری سیاسی VOA از مرجعیت دینی

حجم تخریب و توهین رسانه دولتی آمریکا و شبکه های همسو، مرزبانان کیان اسلام و تشیع را نشانه رفته است.

altتلویزیون دولتی "صدای آمریکا" (voa) در روزهای گذشته بخش قابل توجهی از برنامه های خود را به حمایت و پشتیبانی از اقدام هتاکانه "شاهین نجفی" خواننده مبتذل رپ، اختصاص داده است. حمایت شدیدی که تا حد ممکن در سرویس های مختلف جام نیوز به آن پرداخته شده است.

به گزارش جام نیوز، اما نکته دیگری که در این میان نباید نادیده گرفته شود، حجم تخریب و توهینی است که به این بهانه در رسانه دولتی آمریکا و شبکه های همسو، مرجعیت بیدار و روحانیت آگاه -به عنوان مرزبانان کیان اسلام و تشیع- را نشانه رفته است.

در همین رابطه، شبکه صدای آمریکا علیرغم وقوف به جایگاه حضرت آیت الله العظمی صافی گلپایگانی -مدظله- ، به خاطر فتوای معظم له مبنی بر ارتداد توهین کنندگان به ساحت امامت و ولایت، در جایی ایشان را "یکی از معممین قم" [!] می خواند و در جایی دیگر از زبان به اصطلاح کارشناس خود عنوان می کند: «آقای صافی گلپایگانی یکی از آیت الله های سنتی هستند.»
در حالی که همین به اصطلاح کارشناس، با بی بهرگی از ساده ترین و کمترین آگاهی های عقیدتی و دینی، امام هادی(ع) را امام "یازدهم" [!] شیعیان معرفی می کند.

"علیرضا نوری زاده" جاسوس سرویس امنیتی انگلیس (MI6) و پای ثابت صدای آمریکا نیز در فرصتی دیگر، روشنفکران داخلی و خارجی را به مقابله با فتوای آیت الله العظمی صافی گلپایگانی فراخواند. او ضمن برآشفتگی از حکم فقهی معظم له، ایشان را "یک ملای معمولی" [!] توصیف کرد و فی المجلس به طرح شایعاتی سخیف در جهت تخریب وجهه این مرجع دینی مبادرت ورزید که جام نیوز به جهت مراعات حریم اخلاق و ادب، از بازنشر جزئیات بی ارزش آن معذور است.
اما روی دیگر این شارلاتانیزم رسانه ای، بها دادن به روحانی نماهایی است که با عوام فریبی، فتنه انگیزی و ترویج انگاره های التقاطی، تلاش می کنند در صفوف متحد امت اسلامی تفرقه بیفکنند و انحراف بیافرینند.

به عنوان نمونه، در اغلب مواردی از این دست، یکی از همین روحانی نماها یعنی "حسین کاظمینی بروجردی" را -که صریحا به سوءاستفاده از باورهای مذهبی و عواطف دینی مردم با نیت وصول به مطامع جاه طلبانه خود، اقرار نموده است- به عنوان "مرجع شیعه" مطرح کرده و دائما از نامبرده با لقب "آیت الله" یاد می کنند.
در جریان اخیر نیز رسانه تحت مدیریت وزارت خارجه آمریکا کسانی مثل محسن کدیور و کاظمینی بروجردی را در مقابل آیت الله العظمی صافی گلپایگانی -حفظه الله- قرار می دهد؛ غافل از اینکه در باور ایمانی مردم متدین ایران: «مرد اگر هست بجز عالم ربانی نیست.»

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


فتوای رهبر ایران درباره مسائل‌هسته‌ای بسیارمهم و اعتمادآفرين است

 

نخست وزیر اسبق فرانسه گفت: فتوای رهبر انقلاب اسلامي در مورد حرام بودن تولید و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی حائز اهميت و اعتماد آفرين است.

altميشل روكار نخست وزير اسبق فرانسه در نشست خبر ويژه گفتگوي خبري شب گذشته با اشاره به پيروزي حزب سوسياليست فرانسه پس از 17 سال گفت: پيروزي جناح چپ اولين بار پس از 17 سال دوباره رخ داد و دلايل آن متنوع است.

قبل از هر چيز بايد به نگراني آحاد مختلف فرانسه از آينده خود اشاره كرد چرا كه اين كشور در وضعيت بحراني اقتصادي به سر مي برد كه اين وضعيت وابسته به سردرگمي بحران جهاني اقتصادي است و باعث افزايش بيكاري شده  است.

وي در ادامه تصريح كرد:‌ احساس عمومي مردم فرانسه اين بود كه دولت ساركوزي توانايي و كارآيي لازم را ندارد و اين در حالي است كه تفاوت آرا ميان دو كانديدا تنها دو درصد بود اما درنهايت نتيجه انتخاب اولاند، نشان دهنده اعتماد مردم به حزب و ائتلاف ديگري غير از محافظه كار بود.

نخست وزير اسبق فرانسه ادامه داد: در دوران اولاند شاهد تحول در سياست داخلي در زمينه هاي آموزشي قضايي و اقتصادي خواهيم بود و سرمايه گذاري هاي جديدي در جهت مبارزه با بيكاري صورت خواهد گرفت، اما در سياست خارجي شاهد تفاوت چنداني نخواهيم بود چرا كه هدف كشورهاي منطقه يورو حفظ وحدت است و اين در حالي است كه بحران اقتصادي كشورهاي منطقه را تهديد مي‌كند و اين موضوع ساده اي نيست.

* تغييرات در سياست داخلي فرانسه بارزتر خواهد بود

اين فعال سياسي اظهار داشت: تغييراتي در دولت جديد اولاند ايجاد خواهد شد اما اين تغييرات در سياست اجتماعي و داخلي بارزتر است.

روكار همچنين افزود: اولويت سياست خارجي فرانسه مستحكم كردن پايه هاي اتحاديه اروپا بوده و كشورهاي 1+5 در قبال ايران موضعي واحد اتخاذ مي كنند.

نخست وزير اسبق فرانسه با اشاره به روابط كشورش با آلمان و سياست رياضت قتصادي در دوران ساركوزي و تغيرات اين سياست در دوران اولاند گفت: نبايد فراموش كرد كه اروپا ادغام شده و با اين ادغام يشرفت كرده و هيچ كشوري نمي تواند سياست خاص خود را داشته باشد و بايد با هم هماهنگ باشد علاوه بر اين مشكلي كه حائز اهميت است مشكل جهاني است كه گريبانگير برخي كشورهاي اروپايي شده است.

نخست وزير اسبق فرانسه اظهار داشت: بايد تفكرات جديدي بين آلمان و فرانسه داشته باشيم؛ عقيده آلمان خرج كمتر و فرانسه سرمايه گذاري عمومي است و فرانسه بر اين باور است كه سرمايه گذاري عمومي را بايد افزايش داد تا هزينه عمومي بيشتر و رشد اقتصادي شكوفا شود.

وي ادامه داد: ما به دنبال انسجام اقتصادي در اروپا هستيم؛ اقتصاد جهان و اروپا به اين صورت نمي تواند ادامه پيدا كند و با خطر جدي مواجه خواهد شد كشورهايي كه وام مي دهند معتقدند بايد رشد اقتصادي مطلوبي داشته باشند تا امكان بازپرداخت بدهي ها وجود داشته باشد.

روكار اروپاي جديد با سياست سوسياليستي را اين گونه توصيف كرد: مردم در انتخابات فرانسه نشان دادند كه كاهش قدرت خريد خود را قبول نمي كنند و مديريت بحران را نمي پذيرند و بايد براي اين راه حل ديگري يافت.

* گروه 1+5 در تلاش براي دنبال كردن يك موضع واحد در نشست بغداد هستند

وی افزود: کشورهای گروه 1+5 نیز سعی خواهند کرد در نشست بغداد یک موضع واحد را دنبال کنند.

روکار با اشاره به هم‌پیمانی فرانسه در خصوص حمله به افغانستان گفت: ما 70 سال است که متحد آمریکا هستیم. منطقی بود که در موضوع افغانستان با آنها همراهی کنیم، اما اولاند اعلام کرده است که فرانسه در سال 2012 نیروهای خود را از افغانستان خارج می کند.

نخست وزیر اسبق فرانسه درباره این که سارکوزی پیرو سیاست های آمریکا بوده است، تصریح کرد: ما پیرو آمریکا نبوده ایم، در زمان لشکر کشی به عراق فرانسه به شدت مخالف بود. وضعیت تغییر پیدا کرده است افغانستان گویای این امر است. شاهد جهان جدید هستیم دیگر کشورها در حال جنگ برای اثبات خود نیستند و به دوستان خود در ایران اعلام می کنم که دنیا در حال تغییر است و هیچ کشوری نمی تواند با توسل به زور بر دیگران تسلط داشته باشد.

وی افزود: 1+5 به دنبال دستیابی به توافق است، آمریکایيها کمتر اهل گفتگو هستند ولی دیگر نتیجه ای ندارد، چرا که دیگر از نظر مالی توجیه ندارد و دلار با تهدیدات زیادی مواجه است.

روکار گفت: دولت ایران از من دعوت کرد و من پذیرفتم که بیایم، اما حامل پیامی از سوی اولاند نیستم.

وی در خصوص نشست بغداد گفت: کنفرانس بغداد فرصت بسیار خوبی است که همه کشورها بدانند که به دنبال چه هستند. فتوای رهبر انقلاب ایران در خصوص حرام بودن تولید و استفاده از سلاح‌های کشتار جمعی بسیار مهم است و می تواند اعتماد بیشتری را ایجاد کند.

روکار خاطر نشان کرد: باید نسبت به جامعه جهانی وفادار بمانیم که مسائل دچار تناقضی نشود و از مذاکرات بغداد توافقی کسب شود.

نخست وزير سابق فرانسه با اشاره به پيروي  بي چون و چراي ساركوزي از سياست هاي آمريكا گفت: فرانسه در افغانستان حاضر است چون ما متحد انگليس و آمريكا هستيم و اين اتفاق از جنگ جهاني دوم رخ داده و در 11 سپتامبر 2011 و جنايت تروريستي القاعده به آمريكا ما نمي توانستيم بپذيريم به متحدمان حمله شده و اين يك جنايت محض بود.

نخست وزير سابق فرانسه گفت: ساركوزي در حمله آمريكا به عراق مخالفتي نكرد و به آمريكايي ها گفت اين حركت خوبي نيست و لشكر كشي به عراق ديوانگي است  بنابراين فرانسه هيج گاه كاملا متحد واقعي آمريكا نبوده است.

اين فعال سياسي درارتباط با فشار دولت ساركوزي به ايران كه دنباله رو آمريكا بود و تغيير آن در زمان اولاند گفت: اولاند به تنهايي نمي تواند سياستي كه متعلق به جهان است را تغيير دهد اما در جهان بايد به تفاهم برسيم آمريكا كه بزرگترين قدرت نظامي جهان است در واقع مسئوليت را برعهده گرفته كه مانع از وضعيت مصيبت بار در جهان شود.

روكار در ارتباط با هشت سال جنگ تحميلي بر ايران گفت: هر دوكشور ايران و عراق تلفات زيادي داده اند و و اين بسيار وحشتناك بود؛ اين در حالي بود كه صدام نظر مثبت جامع جهاني را جلب كرده بود.

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


کیهان خبر داد؛ برنامه ریزی ارتش آمریکا برای حمله اتمی به مکه و مدینه

افسران نظامی آمریکا در دوره های نظامی برای «جنگ تمام عیار علیه اسلام» آموزش می بینند و از جمله به آنها گفته می شود که در صورت لزوم باید با بمباران اتمی به شهرهای مقدس مسلمانان یعنی مکه و مدینه حمله کرد یا تمام جمعیت مسلمانان حتی غیرنظامیان را نابود کرد.

altکیهان نوشت: این موضوع اخیر از سوی یکی از افسران شرکت کننده در کالج ستاد مشترک ارتش در نولفورک ویرجینا فاش شده است.

به گزارش آسوشیتدپرس، ارتش آمریکا در برخی دوره های آموزش نظامی خود اسلام را به عنوان دشمن معرفی کرده و به افسران خود می آموزد که اسلام به طور کلی دشمن آمریکاست. در این دوره ها پیشنهاد قتل عامی مانند هیروشیما برای از بین بردن شهرهای مقدس اسلامی مکه و مدینه مطرح شده است.

این دوره موسوم به «دیدگاه اسلام و رادیکالیسم اسلامی» از سال 2004 میلادی تاکنون پنج بار در سال ارائه شده و در هر دوره حدود 20 افسر مشارکت داشته اند.ارتش آمریکا در پی اعتراضات گسترده در اواخر آوریل مجبور به حذف این دوره شد.

به گزارش آسوشیتدپرس، سرهنگ متیو دالی از مدرسان ارتش آمریکا سال گذشته به ترویج ایده های کاملا ضداسلامی مشغول بوده و هنوز هم در دانشکده ستاد مشترک ارتش آمریکا تدریس می کند. او می گوید در صورت لزوم باید حملات اتمی به هیروشیما و ناکازاکی را علیه مکه و مدینه ترتیب داد و این شهرها را ویران کرد(!)

در این دوره آموزشی به افسران گفته می شد چیزی به نام اسلام میانه رو وجود ندارد و شما باید به اسلام به چشم دشمن نگاه کنید.

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


هر حرفی درباره حمله احتمالی به ایران منافع اسرائیل را به خطر می‌اندازد

بی بی سی: به عقیده آقای مریدور وزیر اطلاعات و انرژی اتمی اسرائیل، سخن گفتن در باره حمله احتمالی به ایران، منافع اسرائیل را به خطر می‌اندازد.

altبه گزارش جام نیوز، به نقل از سایت شبکه بی بی سی، دن مریدور، وزیر اطلاعات و انرژی اتمی اسرائیل، تحریم‌های اقتصادی علیه برنامه اتمی ایران را موثر دانسته و نسبت به هرگونه گمانه زنی درباره حمله به مراکز اتمی ایران هشدار داده است.

آقای مریدور، که یکی از معاونان بنیامین نتانیاهو نخست وزیر اسرائیل نیز به شمار می‌آید و به حزب لیکود تعلق دارد، این اظهارت را در مصاحبه ای اختصاصی با وب سایت "تایمز – آو – اسرائیل" بیان کرده است.

او گفته است هر حرفی که درباره حمله احتمالی به ایران زده می‌شود اشتباه است و منافع اسرائیل را به خطر می‌اندازد.

دن مریدور گفت که بهتر است مانند باراک اوباما، رئیس جمهوری آمریکا، به طور مبهم تاکید شود که "تمام گزینه‌ها از جمله گزینه نظامی" مد نظر است و درباره جزئیات آن صحبتی نشود.
ایران بارها هشدار داده است که به هرگونه حمله نظامی خارجی به مراکز هسته ای خود به شدت پاسخ خواهد داد.

آقای مریدور، تحریم‌های بین‌المللی علیه ایران را موثر دانسته اما گفته است این تحریم‌ها هنوز به اندازه ای قوی نبوده است که ایران را از اهداف اتمی‌اش منصرف کند.

بی بی سی در ادامه آورده است: وزیر اسرائیلی در مورد تحریم‌ها نقش روسیه را بسیار مهم ارزیابی کرده چرا که به گفته وی، روسیه برخلاف سه سال گذشته موضعش درباره ایران و سوریه را تغییر داده است.

 

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


بنیان خانواده در سیبل 'فاحشه‌های فیس بوکی'/ اعلام وضعیت قرمز
مطمئنا "اگر برای کنترل و مقابله با تاثیرات سوء فرهنگی-اجتماعی فیس بوک تدبیری اندیشیده نشود در آینده ضربات مهلکی به پیکره فرهنگ و اعتقاد مردم وارد خواهد شد"
سوسن هستم و ۲۴ سالمه؛
نمیخوام متن های پسرای شارژ دزد رو که شبیه هم هستن رو کپی کنم
اهل تهرانم و … 

نوشتن گزارشی در خصوص پدیده جدید فیس بوک یعنی "زنان بدکاره فیس بوک" نگرانی های خود را دارد؛ نگرانی از اینکه نکند با برداشت های "غلطی" از سوی برخی مخاطبان مواجه شده و هدف اصلی در آن گم شود. 

ابتدا باید بگوئیم که با عنوان جمله "پرداختن به این موضوعات خود منجر به ترویج فحشا می شود و بهتر است از کنار آن بگذریم " بار مسئولیت را از روی دوش خود برنداریم؛ چه آنکه همین "گذشتن ها" همیشه ما را در موضع "منفعلانه" در قبال تهدیدهای سیاسی، فرهنگی و اجتماعی قرار داده است.

اما هدف از این گزارش صرفا بازگویی یک "حقیقت" نیست، بلکه با ترسیم یکی از معضلات اجتماعی سعی می شود تا ضمن "هشدار" به مسئولان فرهنگی و خانواده ها به "واقعیاتی" تلخ در این خصوص رسید. 


* ضربات مهلک "فیس بوک" در راه است!

به گزارش خبرنگار گروه فرهنگ و جامعه عصرامروز، طی ۸ سال سپری شده از عمر شبکه اجتماعی "فیس بوک" هر روز اتفاقات جدیدی در این شبکه رخ می دهد که بازتاب هایی جهانی و البته ایرانی دارد. 

سیاست گذاران و موسسان این سایت اهداف گسترده "سیاسی"، "اجتماعی"، "اقتصادی" و "فرهنگی" را از تاسیس آن دنبال می کنند که نمونه ای از اهداف سیاسی آن را در حوادث پس از انتخابات در ایران مشاهده کردیم؛ اما واقعیت این است که مطمئنا تاثیرات سوء فرهنگی و اجتماعی این سایت بر روی جامعه ایرانی بسیار مخرب تر از تاثیرات سیاسی آن خواهد بود و مطمئنا "اگر برای کنترل و مقابله با تاثیرات سوء فرهنگی-اجتماعی فیس بوک تدبیری اندیشیده نشود در آینده ضربات مهلکی به پیکره فرهنگ و اعتقاد مردم وارد می شود" 
هدف دقیق تاسیس این سایت و عضویت ایرانیان در آن به طور کامل مشخص نیست و قصد آن را نیز نداریم که با پیش داوری آن را "توطئه ای از پیش طراحی شده برای ایرانیان بنامیم" اما حقیقت آن چه که امروز از فعالیت این سایت در ایران شاهد هستیم بسیار "نگران کننده" است. 


* فیس بوک؛ سایتی غیر قانونی و البته "فیلتر!" 


به گزارش عصرامروز، فعالیت فیس بوک در کشور ما غیر قانونی است و از همین روی برای مخاطبان اینترنتی قابل دسترسی نبوده و به اصطلاح "فیلتر" است؛ اما نباید این حقیقت را نادیده گرفت که این سایت نسبتا مخاطبان زیادی در ایران پیدا کرده است. 

"نام نویسی" نوشته ای است که با بزرگترین فونت پس از ورود به این سایت با آن مواجه می شوید و در ادامه آن می خوانید "نام نویسی رایگان است و همیشه خواهد ماند" که با کمی صرف وقت می توان به راحتی در این سایت عضو شد و به کاربران فیس بوک پیوست. 


* فیس بوک؛ زنگ خطری برای "عفت" جامعه 

برپایه این گزارش، هر روز بر مخاطبان این سایت در کشورمان افزوده می شود و به نظر می رسد که به جای فیلتر و نادیده گرفتن اثرات مخرب آن بهتر است فکری اساسی برای این پدیده جدید کرد؛ چرا که با توجه با عدم هم خوانی آن با عقاید، سنت و عرف مردم ایران، صدمات اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی گسترده ای را در آینده در بر خواهد داشت. 

البته طی ماه های گذشته جوانان دلسوز، معتقد و ارزشی به ناچار خود را در عرصه جدیدی از جنگ نرم دیده و با عضویت در این سایت به فعالیت های انقلابی در راستای حمایت از انقلاب و اسلام می پردازند و اصطلاحا مجبور به "بازی در زمین حریف شده اند"؛ اما قطعا آنها نیز از اثرات مخرب فرهنگی و اجتماعی این سایت مصون نخواهند بود زیرا که "ماهیت این سایت با ارزش های ایرانی-اسلامی مردم جامعه ما همخوانی ندارد" 


* "فاحشه های فیس بوکی"؛ معضل جدید شبکه ای که برای ایران اصلا "اجتماعی" نیست

طی گزارش های پیشین که در همین سایت منتشر شد به بخشی از تاثیرات سوء فرهنگی فیس بوک اشاره کردیم اما این بار قصد داریم به "معضلی جدید و جدی" در فیس بوک بپردازیم؛ "فاحشه های فیس بوکی" 
همان طور که در جملات آغازین گزارش خواندید؛ برخی کاربران فیس بوک با درج نوشته ای در صفحه شخصی خود اقدام به تن فروشی می کنند! یعنی آنکه امروز زنان بدکاره ای که در کشور به فعالیت مخرب مشغولند راه حل جدید و آسان تری را برای به فساد کشاندن جامعه یافته اند؛ راه حلی جدید و کم هزینه! 

این اشخاص با نوشتن متنی کوتاه، از کاربران می خواهند تا با خرید مقداری شارژ درخواست خود را از آنها بیان کنند! البته آنگونه که به نظر می رسد در اکثر این موارد، تنها هدف این افراد اخاذی از جوانان ساده لوح می باشد و این مطالب واقعیت ندارند.
 
این افراد که قطعا درصد بسیار کمی از بانوان کشور را تشکیل می دهند، برخی اوقات نیز با ورود به صفحات شخصی دیگر بانوان و سرقت تصاویر آنها که البته با آزادی کامل در اختیار کاربران فیس بوک گذاشته شده است؛ از تصاویر آنها سوء استفاده کرده و خود را جای آنها جا می زنند و از این طریق برای دست یابی به امیال کثیف زمینه چینی می کنند که متاسفانه مرسوم شدن قرار دادن عکس های خانوادگی و خصوصی در فیس بوک از سوی برخی کاربران ایرانی به این مسئله کمک بسیاری کرده است. 


* فاحشه های فیس بوکی چطور فعالیت می کنند؟

شاید سوال اصلی اینجاست که چطور یک کاربر ایرانی فیس بوک با صفحات شخصی این افراد آشنا می شود؟ فیس بوک شبکه ای است که اساسا همه چیز در آن "آزاد" است!
برای نمونه اگر از راه حل "جستجو" برای رسیدن به صفحات این افراد بگذریم؛ گاهی اوقات شما در فیس بوک با افرادی مشهور "دوست" هستید که صفحات آنها "دوستان" زیادی دارد؛ یکی از امکانات جالب فیس بوک "پیشنهاد دوستی" با شخصی است که به واسطه دوستی مشترک شما با یکی از کاربران ارائه می شود. 

یعنی آنکه برای نمونه اگر شما با یکی از سیاست مداران معروف در فیس بوک دوست هستید و شخصی دیگر از کشوری دیگر نیز با وی دوست است؛ شما پس از هر بار ورود به فیس بوک با پیشنهادهای دوستی مواجه می شوید که در کنار صفحه به شما ارائه می شود که به صورت اتفاقی بوده و هر "شخصی" از دوستان فرد مشهور می تواند باشد! و از آنجایی که این افراد سودجو معمولا برای استفاده از همین کاربرد فیس بوک با اشخاص و چهره های معروف دوست می شوند، امکان دارد گاهی "پیشنهاد دوستی با این افراد به شما نیز ارائه شود!"
اما راه آسان تری نیز برای این افراد سودجو وجود دارد و آن "پیشنهاد مستقیم دوستی" به شماست؛ که شما پس از ورود به فیس بوک با پیام آنها مواجه خواهید شد.


* تکلیف "دختران نوجوان و جوان" کشور چیست؟/مسئولان چاره ای بیاندیشند

همانطور که متوجه شدید این "معضل" جدید فیس بوک تهدیدی جدی برای سلامت جامعه محسوب می شود که روز به روز نیز در حال افزایش است؛ پس در مواجهه با آن چه باید کرد؟ 

در حالی که هر روز شاهد افزایش کاربران ایرانی فیس بوک هستیم آیا تنها "فیلترینگ" می تواند پاسخگوی این هجمه فرهنگی باشد؟ آیا مسئولان فرهنگی طی سال های سپری شده از تاسیس فیس بوک، این شبکه اجتماعی و تاثیرات آن بر روی جامعه را بررسی و موشکافی کرده اند؟ اصلا آیا اساسا مسئولان فرهنگی فیس بوک را تهدیدی فرهنگی می دانند؟ یا تنها به تهدیدهای سیاسی آن قائل هستند؟ تعداد کاربران ایرانی فیس بوک چقدر است؟ آیا میزان دقیق کاربران ایرانی فیس بوک را مسئولان می دانند؟ نقش "پلیس فتا" در برخورد با این مجرمان چیست؟

اصلا سوال اصلی و اساسی اینجاست که امروز و با توجه به افزایش فعالیت "فاحشه های فیس بوکی" تکلیف دختران نوجوان و جوان ایرانی عضو این شبکه که تعداد آنها بسیار زیاد است چیست؟ تاثیرات بسیار مخرب آن بر روی زنان ایرانی را چه کسی کنترل می کند؟ مردان جوان و نوجوان و میانسال فیس بوک چطور باید از کنار این معضل عبور کنند؟ اصلا کسی در این ساختار عریض و طویل فرهنگی سری به فیس بوک می زند؟ 

* گزارش از روح الله چهره افروز
 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


آقا فرمودند درغم "حسن" مصیبت زده‌ام/ خود ما هم پدر را خوب نمی شناختیم

ما خود نیز ایشان را نمی شناختیم و پس از شهادت متوجه خدمات و بزرگی ایشان شدیم زیرا می‌توان گفت حتی بیشتر از اینکه جوانان ایرانی او را بشناسند، بسیاری از جوانان لبنان و فلسطین ایشان را می شناختند و در ایران نیز کسی بیشتر از مقام معظم رهبری وی را نمی شناختند.

فرزند شهید تهرانی مقدم گفت: تنها مقام معظم رهبری شهید تهرانی مقدم را می‌شناختند ضمن اینکه تلاش شبانه‌روزی این شهید در جهت توسعه صنعت موشکی کشورمان بسیار موثر بود.


به گزارش عصر امروز به نقل از آنا، فرزند شهید تهرانی مقدم با اشاره به اینکه شهید حسن تهرانی مقدم الگوی مناسبی برای جوانان امروز می تواند باشد ،گفت:پدر من تنها یک الگو برای خانواده نبود؛بلکه برای تمامی انسان‌های آزاده جهان می تواند الگوی مناسبی باشد.

وی افزود:ما خود نیز ایشان را نمی شناختیم و پس از شهادت متوجه خدمات و بزرگی ایشان شدیم زیرا می‌توان گفت حتی بیشتر از اینکه جوانان ایرانی او را بشناسند، بسیاری از جوانان لبنان و فلسطین ایشان را می شناختند و در ایران نیز کسی بیشتر از مقام معظم رهبری وی را نمی شناختند.

دختر شهید تهرانی مقدم گفت:به جوانان امروز باید بگویم در این دوره که جوانان حضور شهیدان را درک نکردند و زندگی به صورت بسیار مادی گرایانه دنبال می شود و توجهات به مقام و پول و مدرک افزایش یافته است؛جوانان باید بدانند کسانی بودند که در راه خدا،اسلام و نظام فعالیت می کردند و جان خود را نیز در این راه از دست داده اند.

وی با اشاره به اینکه رهبر انقلاب ایشان را با صفت سردار عالیقدر، دانشمند برجسته و پارسای بی ‌ادعا نام برده‌اند، گفت:هر کدام از این صفات برای ما حامل پیامی است و این پیام کسب علم و دانش و فناوری توام با زهد و تقوا و توکل است و این عوامل با هم عامل سازندگی است.

فرزند شهید تهرانی مقدم به حضور مقام معظم رهبری در منزل شهید تهرانی مقدم اشاره کرد و گفت:رهبر معظم انقلاب در زمان حضور خود نزد ما فرمودند:در غم شهید خودم مصیبت زده ام.این حاوی نکات مهمی است.

وی افزود:ضمن اینکه در دیداری که با همسر شهید مطهری داشتم،ایشان گفتند:مقام معظم رهبری با این سخن نشان دادند که واقعا یکی از یاران اصلی خود را از دست دادند.

وی اظهار داشت:تنها مقام معظم رهبری هستند که می توانند شهید تهرانی مقدم را معرفی کنند و همانگونه که رهبر معظم انقلاب فرمودند:ایشان سر تا پا اخلاص بود.

دختر شهید تهرانی مقدم تصریح کرد: پس از جنگ برای توسعه و بومی سازی صنعت موشک سازی شهید تهرانی مقدم بسیار زحمت کشید و ماموریت های گسترده ای می رفتند و این در حالی بود که بسیاری صراحتا مخالفت می کردند و می گفتندوقتی هیچی نداریم چگونه می خواهیم کار را جلو ببریم،اماعلیرغم این وضعیت ایشان با تلاش‌های شبانه‌روزی و با همکاری دوستان و دلسوزان ما در منطقه به عنوان قدرت اول صنعت موشکی مطرح کردند.

وی با اشاره به اینکه در بسیاری از مواقع پدرم را دیر به دیر می دیدم ،گفت:ایشان به ما می گفتند که الان نمیفهمید چه می‌کنم و این تلاش ها تا ۱۵ تا ۲۰ سال آینده مشخص خواهد شد و خدمات ایشان نیز هنوز به طور دقیق مشخص نیست که این ریشه در علل امنیتی دارد.

فرزند شهید تهرانی مقدم با اشاره به اینکه در حال نوشتن کتابی پیرامون زندگی شهید تهرانی مقدم است ،اظهار داشت:مهمترین نکته ای که شهید تهرانی مقدم بر آن تاکید می کردند پیروی محض از ولایت فقیه بود و همواره تاکید داشتند که تنها باید از مقام معظم رهبری پیروی کرد و نباید به دنبال گروه های مختلف بود.

وی هدف شهید تهرانی مقدم را ایجاد امپراطوری تشیع در جهان عنوان کرد و افزود: شهید تهرانی مقدم از نعمات دنیا استفاده کرد و همواره ظاهری بسیار آراسته داشت و به پوشش خود نیز بسیار توجه داشت و در ورزش نیز به صورت حرفه ای فعالیت می کردندو در چند فدراسیون عضو بودند.

دختر شهید تهرانی مقدم تاکید کرد:در بسیاری از مواقع بنا به گفته دوستان شهید،تلاش های شبانه روزی ایشان در محل هایی که برای تحقیقات بسیار سخت بود به ثمر می رسید.

وی افزود:شهید تهرانی مقدم تکفل بیش از ۴۰ یتیم سید را بر عهده داشتند که این موضوع تا پس از شهادت ایشان محق بود؛ شهید تهرانی مقدم به لحاظ عاطفی و محبتی به حدی بود که تمام خانواده را به خوبی پشتیبانی می کردند.

فرزند شهید تهرانی مقدم با اشاره به اینکه ویژگی‌های این شهید بزرگوار من را برای نوشتن این کتاب مصمم کرد؛گفت: نوشتن این کتاب و سرگذشت فردی که می تواند الگویی برای جوانان باشد تکلیفی بود که در خود احساس کردم و اکنون سعی می کنم اطلاعات خود را در اختیار سایر نویسندگان و خبرنگاران قرار دهم.

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


نقویان: خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی‌کنند

حجت‌‌‌الاسلام نقویان با تاکید بر نقش تربیتی زن در خانواده گفت: خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند.

به گزارش خبرگزاری دانشجو، حجت‌‌‌الاسلام نقویان شب گذشته در جمع اساتید دانشگاه علوم پزشکی مشهد با بیان اینکه امروز مشکل از درون خانه های ماست، تصریح کرد: امروز به بهانه اینکه زن به عنوان نیمی از جامعه حق تحصیل دارد، وی را از خانه بیرون می آورند.
 
وی افزود: زن با بیرون آمدن از خانه و فعالیت روزانه شش تا هفت ساعت در خارج از منزل دیگر نقش تربیتی در درون خانه نخواهد داشت؛ چراکه زن بعد از چند ساعت دیگر توانی برای خرج کردن در منزل ندارد.
 
این استاد دانشگاه بیان داشت: من با تحصیل و شغل زنان مخالف نیستم؛ اما ریاضیدانان این مسئله را حل کنند؛ که چرا امروز یک دختر برای به دست آوردن مدرک لیسانس کیلومترها با خانه خود فاصله دارد؛ چرا كه این امر باعث بوجود آمدن مشکلات زیادی برای این دختر می شود.
 
نقویان در ادامه با بیان اینکه تلاش حضرت فاطمه(س) و ائمه معصومین(ع) نشان دادن چهره زیبا از دین و درست قرار دادن پازل آن در کنار هم بود، گفت: هنگامی که چهره زیبا از دین به انسان نشان داده شود هوش و عقل انسان می رود.
 
این سخنران مذهبی با اشاره به جنایات غرب در کشورهایی مانند پاکستان، افغانستان و سوریه تصریح کرد: ما در این کشور شاهدیم که برای سگ و گربه شان بیمارستان می سازند؛ اما هزاران کودک بیگناه را در این کشورها قتل عام می کنند.  
 
وی افزود: این کشورها در باطن خود مانند گرگ و در ظاهر بسیار خوب هستند.
 
در نشان دادن چهره زیبا از دین قطعات پازل را زشت کار می کنیم
 
نقویان با تاکید بر مسئله حجاب و عفاف زنان در جامعه بیان داشت: کادو در مقابل صاحب آن باز می شود و حجاب نیز مانند کادوست که نباید در مقابل نامحرم قرار گیرد و باز شود.
 
این استاد دانشگاه با انتقاد از برخی عملکردهای نادرست رسانه ملی و برخی افراد در حوزه دین تصریح کرد: ما باید برای نشان دادن چهره زیبا از دین قطعات پازل را بشناسیم، اکنون 20 سالی است که در ایام غدیر، تولد و شهادت بانوی بزرگ اسلام به فکر اثبات تشیع هستیم و این در حالی است که روز به روز آمار جرم در شیعه افزایش می یابد.
 
وی گفت: رسانه و تلویزیون در اختیار شیعه قرار دارد؛ اما هر روز شاهد نتایج معکوس اخلاقی و تربیتی در جامعه هستیم.
 
نقویان ضمن بیان این مطلب که صدر اعظم آلمان در سفرش به ایتالیا، تنها و بدون همسرش رفت و این در حالی بود که همسرش در ایتالیا و سوار بر هواپیما دیگری به او رسیده بود، گفت: در مصاحبه ای که از این صدر اعظم در خصوص جدا آمدن همسرش پرسیدند گفته بود امکانات دولت برای من است نه همسرم.
 
این استاد دانشگاه افزود: این صدر اعظم حاضر نیست به اندازه یک بلیط هواپیما به شوهرش روا بدارد و این در حالی است که در کشور ما به یکباره اختلاس 3000 میلیادی اتفاق می افتد و ما نمی دانیم چگونه از خفت و خواری به جوانانمان پاسخ دهیم.
 
وی دلیل این امر را زشت کار کردن قطعات پازل دین دانست و بیان داشت: ما می توانیم چهره خوب از دین ارائه کنیم؛ اما در گذاشتن قطعات آن زشت کار می کنیم.
 
خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند
 
نقویان با اشاره به تقسیم کار توسط پیامبر(ص) بین حضرت علی(ع) و حضرت فاطمه(س) گفت: در این تقسیم کار امور خانه به بانوی بزرگ اسلام و کارهای بیرون از منزل به امام علی(ع) واگذار شد، حضرت فاطمه(س) در این تقسیم کار با داشتن مقام علمی اعتراض نکردند.
 
این استاد دانشگاه با بیان اینکه برای من همیشه این عدم اعتراض حضرت زهرا (س) جای سوال بود، افزود: فاطمه زهرا(س) می دانست که تحصیل باید او را به خانه بازگرداند؛ اما در شرایط کنونی اشتغال بیش از 90 درصد زنان در جامعه برای استقلال مالی و فرار از چهار دیواری خانه است.
 
وی گفت: مرد باید با شناخت درست از همسرش مشکل تنها بودن او را در خانه رفع کند تا نیازی به حضور زنان در شغل هایی که به این دلیل فعالیت می کنند، نباشد.
 
نقویان با مهم دانستن دو عنصر محبت و نیاز در خانواده ادامه داد: اگر محبت در خانواده نباشد خانه ویران و عشق به نفرت مبدل می شود، اگر زن احساس کند به مرد نیاز دارد این نیاز در داخل خانه برطرف خواهد شد.
 
این سخنران مذهبی آمار بالای طلاق در جامعه را تبدیل محبت به نفرت بین زوجین و عدم نیاز به یکدیگر در محیط خانه دانست و تاکید کرد: اگر جوانان به این دو عنصر که مورد توجه دین اسلام است توجه کنند لیلی و مجنون یکدیگر خواهند شد.
 
وی با اشاره به شعری از پروین اعتصامی ادامه داد: از نظر پروین اعتصامی که از زنان روشنفکر جامعه بود زن دارای چهار نقش پزشک، دربان، قاضی و پلیس است.
 
نقویان همچینی با اشاره به وجود شخصیتی مانند ناتاشا در یک فیلم پلیسی گفت: کشوری که در آن لیلی و مجنون و خسرو شیرین وجود دارد؛ چرا باید ناتاشا و یا یک پلیس زن داشته باشیم؟
 
این سخنران مذهبی ادامه داد: در این فیلم با گذاشتن یک خانم در نقش پلیس جشن تولد فرزند بدون حضور مادر برگزار می شود که این امر با نقش زن به عنوان تربیت کننده فرزند متناسب نیست.
 
وی تصریح کرد: در این کشور اکثر دعاها مربوط به خانواده است و نفرین ها هم جدا از شغل و سمت افراد مربوط به نهاد خانواده است.
 
نقویان با تاکید بر نقش تربیتی زن در خانواده خاطرنشان کرد: خاله شادونه، عمو پورنگ و فیتیله آدم تربیت نمی کنند؛ اما مادر مانند گلی است که انسان از بوییدن آن سیر نمی شود و پدر نیز مانند ستونی در خانواده می باشد که سقف آن را نگه داشته است.
 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


پاسخ علیرضا قزوه به شاهین نجفی

در پی اهانت به ساحت مقدس امام هادی علیه السلام علیرضا قزوه شاعر نام آشنای کشور با سرودن شعری که در وبلاگ عشق علیه السلام منتشر کرده اینچنین می گوید:

alt

به بچه خفاشی که به ساحت امامان مظلوم شیعه اهانت کرد و به بچه های سرراهی "بالاترین" که کارگردانان این بازی اند.
در پی اهانت به ساحت مقدس امام هادی علیه السلام علیرضا قزوه شاعر نام آشنای کشور با سرودن شعری که در وبلاگ عشق علیه السلام منتشر کرده اینچنین می گوید:   

بسم رب النور

بسم رب العشق

بسم رب الهادی المهدی

آن که شعر و هرچه موسیقی ست

نذر درگاهش

آن که پاکان هنر در پای او سجاده افکندند

بسم رب العشق

آن که حافظ ها و سعدی ها

عشق او و آل او را بر زبان دارند

بسم رب الهادی المهدی

صاحب عصری که عالم وامدار اوست

گرچه دجالان بدآهنگ

گرچه شیطان های بد ترکیب

داردار و واق واق خویش را آواز می گویند

این نه موسیقی ست

این نه شعر و نه ترانه

این همه فحش است

این فضیحت نامه ی صهیون و آمریکاست

بچه های نطفه هایی از لجن روییده در مرداب

کارگردان

استخوانی پرت خواهد کرد

پیش دم جنبانی چلپاسه ای بدبو

آن دَل هرجایی یابو

 

مزد وق وق کردن سگهای بی اصل و نسب این است

مزد سگدوخوانی این از شغالان بدصداتر

مزد این چندین دهان بی چاک

استخوانی

مزد این مزدورهای مست عیاشش

فکر چندین جایزه از دست خام چند خاخام اند

جایزه در راستای  فکرهایی از جنابت تا جنایت پُر

جایزه در راستای گنده گویی ها و چیزی از همین هایی که می دانید و می دانند

پولهای هرزه سهم حنجر بدبوی فحاشش

 

مرتدند اینان نه یک تن شان

مرتد اول همین بالاترین با بچه های تخس بی مادر

با همان اصحاب یک پاشان به اسرائیل

با همان  مسئول کلاشش

مرتد دوم

کارگردان چنین آهنگ بد آهنگ

مرتد سوم همین خفاش عیاشش ...

مانده آن سو مادری چشم انتظار راه

مادری شرمنده ی  شاهین...

نه ،  خفاشش!

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


صدای آمریکا؛ امام هادی(ع) امام «چهارم» یا امام «یازدهم» شیعیان؟!

متأسفانه کارشناسان رسانه دولتی آمریکا که از ساده ترین و کمترین آگاهی در مسائل عقیدتی و دینی بی بهره هستند، به راحتی در چنین مواردی اظهار نظر می کنند.

altبه گزارش جام نیوز، تلویزیون دولتی "صدای آمریکا" (voa) برنامه "تفسیرخبر" جمعه 22اردیبهشت (May.11) را به موضوع هتاکی "شاهین نجفی" خواننده رپ، به ساحت ملکوتی امام دهم شیعیان (ع) اختصاص داد. دست اندرکاران برنامه یادشده علیرغم آگاهی از خشم و تأثر شدید مردم ایران از این اقدام توهین آمیز، در راستای حرمت شکنی مقدسات که یکی از سیاست های اصلی صدای آمریکاست، ترانه سخیف شاهین نجفی را بازپخش کردند و تصاویر وقیحانه پوستر آلبوم جدید او را به نمایش گذاشتند.

جالب اینکه "بیژن فرهودی" مجری شبکه، هنگام اعلام خبر صدور حکم ارتداد برای شاهین نجفی، اتهام وی را توهین به امام علی النقی (ع) امام "چهارم" [!] شیعیان عنوان کرد

"محمد سهیمی" استاد دانشگاه کالیفرنیای جنوبی و کارشناس این برنامه نیز در حالی که خود را یک مسلمان معتقد می خواند، اشتباه مضحک مجری برنامه را تکمیل کرد و گفت: «من خودم یک مسلمان معتقد هستم و در آهنگی که آقای شاهین نجفی خواندند، هیچ توهینی به امام علی النقی (ع) امام "یازدهم" [!] شیعیان ندیدم. دلیل اصلی حملاتی که علیه او می شود، انتقادهایی است که به حکومت می کند!»

متأسفانه کارشناسان رسانه دولتی آمریکا که از ساده ترین و کمترین آگاهی در مسائل عقیدتی و دینی بی بهره هستند، به راحتی در چنین مواردی اظهار نظر می کنند.

همچنین "علیرضا نوری زاده" میهمان ثابت این برنامه که ید طولایی در اینگونه اظهارات دارد، با "سیاسی" خواندن واکنش ها نسبت به حرمت شکنی رپ خوان بی شرم، سعی کرد ترانه سخیف او را با این جمله توجیه کند: «شاهین نجفی اهانتی به امام علی النقی (ع) نکرده است. از آنجا که حکومت جمهوری اسلامی امام دوازدهم (عج) را مصادره کرده، او از امام علی النقی (ع) مدد می جوید.»!!

 

سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1391

 

امام هادی(ع) و 'غربتی' که همچنان ادامه دارد...

نویسنده :

موضوع :


امام هادی(ع) و 'غربتی' که همچنان ادامه دارد...

 اواخر فروردین ماه سال جاری بود که ایده برگزاری "دهه بزرگداشت امام هادی(ع) در فضای مجازی" مطرح شد تا بخشی از خلاء کم کاری های صورت گرفته در معرفی و شناخت شخیت والای امام علی النقی(ع) پر شود.



بر این اساس، فعالان فضای مجازی در رابطه با هدفشان از برگزاری این دهه اعلام کردند که "جمعی از کاربران فضای مجازی و شبکه های اجتماعی با توجه به ضرورت و اهمیت نشر معارف اهل بیت علیهم السلام در فضای مجازی تصمیم گرفتیم که از امکانات این فضا در راستای رسالت خود برای جامه عمل پوشاندن به این هدف مقدس استفاده کنیم.

با توجه به این هدف به پیشنهاد جمعی از کاربران تصمیم گرفتیم که دهه ای را به عنوان "دهه بزرگداشت امام علی النقی (ع) در فضای مجازی" معرفی کنیم تا در این دهه تمرکز فعالیت های خودمان را بر روی این هدف بگذاریم.

این فعالان عرصه مجازی در ادامه تاکید می کنند: "انتخاب امام علی النقی(ع) برای شروع این حرکت به این دلیل بود که احساس کردیم در راستای معرفی ابعاد وجودی این امام همام از طرف ما کم کاری صورت پذیرفته است و معارف این امام عزیز آنگونه که بایسته و شایسته است در جامعه و بخصوص در فضای مجازی بیان نشده است."

به گزارش عصرامروز، هنوز یک ماه از این اقدام با ارزش فعالان عرصه مجازی نگذشته بود که شاهین نجفی، فرزند نامشروع غرب و فتنه با انتشار آلبومی که در آن تصویری توهین آمیز از حرم مطهر امام رضا(ع) را درج کرده است با خواندن اشعاری بسیار ناپسند و دون شان اهل بیت، که از انتشار آنها معذوریم به امام علی النقی(ع)، حضرت مهدی(عج)، امام خمینی(ره) و ... توهین کرد؛ اقدامی که موجب خشم مسلمانان جهان و مردم ایران شد.

نکته قابل تامل، تیزبینی فعالان عرصه مجازی برای معرفی ابعاد شخصیتی امام هادی(ع) بود؛ چه آنکه بلافاصله پس از درک این "حقیقت" که در حوزه شناخت برخی امامان معصوم مانند حضرت علی النقی(ع) کم کاری کرده ایم این خفاش لندنی به اهانت به این امام غریب پرداخت؛ امامی که هر از چندگاهی بارگاه ملکوتیش مورد حملات تروریستی قرار می گیرد؛
امامی که همچنان غربتش ادامه دارد و نیاز به کار و فعالیت بیشتری برای شناساندن شخصیت ایشان است.

اما باید دید چه عاملی باعث شده تا خناثان دین ستیز این بار جد بزرگوار امام زمان(ع) را مورد کینه ورزی خود قرار دهند. به راستی کدام عامل باعث می شود که این امام غریب زمانی مورد حقد و کینه ناصبی ها و وهابیون قرار می گیرد و مرقد شریفش را مورد حمله تروریستی قرار می دهند و زمانی دیگر حرام زاده ای ترانه خوان مظهر اسم اعظم خداوند را این چنین مورد هتاکی قرار می دهند اما به راستی مگر می شود محبت اهل بیت (ع) را با این تحرکات مذبوحانه از دل شیعیان بیرون کرد؟

مگر نخوانده اند که پیشینیان منحوسشان نیز چنین کردند و نتیجه عکس گرفتند؟ متوکل در ساعات اولیه ورود امام به سامرا به شکلی اهانت آمیز با امام برخورد کرد و نه تنها به استقبال حضرت نیامد، بلکه دستور داد ایشان را در محلی که مخصوص گداها بود و به «خان الصعالیک» شهرت داشت، وارد کنند؛ اما بعد از استقرار امام هادی علیه السلام در سامرا تمامی رفت و آمدها و ارتباطات امام تحت کنترل بود و به محض شنیدن اینکه امام علیه السلام از اموال و سلاح شیعیان نگهداری می کند، نظامیان شبانه به خانة امام علیه السلام هجوم می بردند؛ ولی چیزی به دست نمی آوردند.

در طول مدت حضور امام علیه السلام در سامرا هر روز بر عظمت و محبوبیت آن حضرت افزوده می گشت و همه ناخواسته در برابر امام علیه السلام متواضع و خاشع بودند و سخت محترمش می داشتند. البته نفوذ امام منحصر به شیعیان نبود و شامل درباریان عباسی هم می شد. حتی اهل کتاب هم به امام علیه السلام احترام می گذاشتند.

متوکل وقتی در اقدامات خود علیه امام علیه السلام ناکام ماند، به نزدیکان خود اعلام کرد که در کار امام هادی علیه السلام درمانده شده است؛ از این رو به محدودیت و فشار اکتفا نکرد و تصمیم به کشتن امام علیه السلام گرفت و حتی اقداماتی هم انجام داد؛ اما پیش از آنکه موفق شود، خود به هلاکت رسید.

و زود خواهد بود آن روزی که فرزندان متوکل سرنوشت محتوم وی را در مقابل چشمان خویش ببینند.
 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :



 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


خاطرات جالب چند ساله يک ضد انقلاب از زندان اوين

زمانی که من میخواستم اسم گنجی را به عنوان دیکتاتور بند در برنامه شهرام همایون ببرم مرا سانسور کردند.گنجی کسی بود که در سالن 6 اندرزگوی 7 زندان اوین دیکتاتوری می کرد و نفس همه را بریده بود. در این بند کسی حق نداشت بلند حرف بزند، کسی حق نداشت بخندد مبادا افکار اقای گنجی پریشان بشود!

alt"مهرداد حیدر پور" از عناصر ضد انقلاب در مصاحبه با تلويزيون ضد انقلاب میهن با افشاگری پشت پرده منابع مالی سایت های موسوم به "سبز" و مأموریت مخفیانه "مهدی هاشمی" در خارج از کشور مدعی شد: "مهدی هاشمی" در سال 2011 از لندن به پاریس رفته و چهل هزار یورو پول خرج سایت های موسوم به " سبز" کرد.از جمله سایت هایی که مهدی هاشمی هزینه هایشان را داده است سایت "کلمه" ، "جرس" و"روز آنلاین" هستند.

وی با اشاره به اخبار کذب منتشر شده در این سایتها افزود : "سایت های (فتنه 88)"جرس" و "کلمه" از سانسور بالا و اخبار دروغ استفاده می کنند، نمونه آن خبر کاملا دروغ انتقال "موسوی" به زندان "حشتمیه" بود که کاملا کذب بود. این باند مافیایی اخباری را که مرتبط با باند خودشان باشد را تنها انعکاس می دهند ، اما بقیه را بایکوت می کنند و صحبت از این باند مافیایی تاوان دارد و با ترور شخصیت همراه می شود.

"حیدر پور" در خصوص خبرنگاران روزنامه های زنجیره ای دوره اصلاحات گفت :"این افراد که ادعای خبرنگاری و ژورنالیست حرفه ای بودن می کنند ، زمان آقای "خاتمی" با پول بیت المال رشد کردند و به اینها کارت خبرنگاری دادند که فقط برای اصلاحات بنویسند و تبلیغ کنند و حالا که جایی در جمهوری اسلامی ندارند انگار دستور داده شده که به خارج از کشور بیایند و از طرف افراد مختلف ساپورت می شوند .
همین ها تا زمانی که میرحسین موسوی تازه کاندید شده بود و هنوز با حزب مشارکت ائتلاف نکرده بود، به شدت به وی حمله می کردند چرا که اینها پرورش یافته گان دوره خاتمی بودند اما بعد از ائتلاف موسوی با حزب مشارکت ، از موسوی بت ساختند.

"حیدرپور" خطاب به اصلاح طلبان اظهار داشت : " شما اصلاح طلبان چون دستتان از دایره قدرت و ثروت کوتاه شده به این اقدامات دست می زنید و تمامی این کارهایتان برای بازگشت دوباره به قدرت است. و با پولی که از جیب بیت المال به تاراج برده اید لابی گری می کنید و سایت راه اندازی می کنید.

وی که به دلیل اقدام علیه امنیت ملی در کشور محکوم شده است با اشاره به هم سلولی با "اکبر گنجی" در زمان دوران زندانش اظهار می کند : " زمانی که من میخواستم اسم گنجی را به عنوان دیکتاتور بند در برنامه شهرام همایون ببرم مرا سانسور کردند.گنجی کسی بود که در سالن 6 اندرزگوی 7 زندان اوین دیکتاتوری می کرد و نفس همه را بریده بود. در این بند کسی حق نداشت بلند حرف بزند، کسی حق نداشت بخندد مبادا افکار اقای گنجی پریشان بشود!

این ضد انقلاب برانداز در پایان گفت : روزی که اکبر گنجی از این بند رفت، تا دو روز در این بند شادی بود و شیرینی می دادند که ما خلاص شدیم از دست دیکتاتور! این مطلب را خیلی ها تایید می کنند .

 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


شگردهای فرقه انحرافی"ريكى" برای جذب دختران و زنان مطلقه

سركرده فرقه با سوءاستفاده از مشكلات روحى و خانوادگى افراد و وعده‏ هاى واهى، به مرور باعث متلاشی ى‏شدن بنيان برخى از اين خانواده‏ ها ى‏شده كه در اين راستا شاكيانى نيز وجود دارند.

altبه گزارش بی باک، با پیگیری های انجام شده توسط دستگاه های نظارتی و قضایی،عوامل فرقه نوظهور «ريكى» شناسایی و سركرده آن به نام (ب-پ) دستگير شد.

از جمله اهداف اين فرقه وارداتی، انحراف افكار و ترويج عقايد ضددينى و سكولار، اشاعه فحشا با عناوين همسويى، مديتيشن (تمركز)، ريلكسيشن (آرام‏سازى)، سكسولوژى (سكس درمانى) و... بوده كه رئیس فرقه نزد افرادی چون پاتريك زيگلر، كترين رايسون، اولى گابريل سن و رودكوكس در مالزى و تركيه این تعالیم را فرا گرفته و در تهران، مازندران و گلستان با همكارى تعدادى مدرس تبليغ مى‏ كرده است.

نام‏برده در تبليغ با به كارگيرى تكنيك‏ هاى موجود در روانشناسى و تلقين كه بر اثر قدرت بيان بالا در روح، ذهن و روان افراد مى‏ گذاشت، فرد را تحت عنوان تخليه و آرامش وادار به ابراز گناهان خود در ميان جمع مى ‏كرد.
ب-پ از سال ۸۶ فعاليت فرقه‏ اى را در سارى آغاز و تاكنون بيش از دو هزار نفر در سطح كشور و بيش از ۱۵۰ نفر در سطح استان جذب وی شدند كه اكثر آنان مونث و غالباً مطلقه هستند.

سركرده فرقه با سوءاستفاده از مشكلات روحى و خانوادگى افراد و وعده‏ هاى واهى، به مرور باعث متلاشى ‏شدن بنيان برخى از اين خانواده‏ ها شده كه در اين راستا شاكيانى نيز وجود دارند.

شگرد فرقه «ريكى» براى جذب افراد

فرقه «ريكى» براى جلب اعتماد و جذب بيشتر بانوان متقاضى شركت در كلاس‏هاى خود، آنان را به ثبت‏ نام همسران شان ترغيب مى‏ كرد تا علاوه بر درآمد بيشتر، با ايجاد اعتماد، پوششى بر روابط آزاد انان در كلاس‏ها باشد.

هم‏چنين بعضى از مسترها «مربيان» با آموزش همسران يا محارم خود از حضور ايشان در جلسات بهره برده و در صورت درخواست متقاضى، لمس توسط همكار مستر صورت مى‏ گرفت.
اكثر شركت‏ كنندگان در جلسات فرقه داراى اعتقادات دينى ضعيفى بوده و اين‏گونه اقدامات فرقه به منظور شرعى جلوه دادن كلاس‏ ها بوده است.

برخلاف القاى مسترها بر عدم تماس بدنى، اكثر حركات فرقه نياز به تماس بدنى مستر با شركت‏ كنندگان داشته است..

مختلط بودن جلسات آموزشى و جاذبه‏ هاى جنسى يكى از دلايل اقبال افراد فریب خورده به اين فرقه بوده است.
فرقه «ريكى» با جذب افراد معتبر از جامعه پزشكى و مشاورين روانشناس سعى در اعتباربخشى به فعاليت‏هاى فرقه‏ اى خود داشت و از طريق تبليغ چهره به چهره افراد نيز اقدام به جذب افراد انجمن‏ هاى ترك اعتياد نموده است.

 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

 

نویسنده :

موضوع :


واكنش شديداللحن پدر شهید احمدی‌روشن به اقدام اخير هاشمي

پدر شهید مصطفی احمدی‌روشن گفت: کسانی که سد راه خانواده شهدا هستند، بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته‌ای عکس و فیلم می‌گیرند؟

altرحیم احمدی روشن در گفت‌وگو با خبرنگار «خبرگزاری دانشجو» در خرم آباد، تصریح کرد: همان کسانی که بدون سلام و نام خدا به رهبر معظم انقلاب نامه می نویسند، امروز خانواده های شهدای هسته ای را دور خودشان جمع می کنند و با آنها عکس و فیلم می گیرند و می خواهند از خون شهدای هسته ای به نفع خودشان استفاده کنند.

وی افزود: اینها چرا باید این کارها را بکنند، در حالی که حتی یک پیام و پیغام کوچک برای خانواده شهدای هسته ای ندادند، چه حقی دارند که با خانواده شهدا عکس و فیلم می گیرند و مردم را ملعبه دست خودشان می کنند، باید خجالت بکشند از خون شهدای هسته ای، این ها دل ما را به درد می آورند.

پدر شهید مصطفی احمدی روشن بیان داشت: کسانی که یک قدم برای خانواده شهدا برنداشته اند و سد راه خانواده شهدا هستند بیخود می کنند با خانواده شهدای هسته ایی عکس و فیلم می گیرند این ها می خواستند مملکت ایران را با آن چراغ سبزی که به آمریکا و اسرائیل نشان دادند به آنها بفروشند و سیبل مقابلشان مقام معظم رهبری بود و می خواستند ایشان را از اریکه قدرت پایین بکشند که به لطف خدا و پشتیبانی این مردم موفق نشدند و از این به بعد هم موفق نمی شوند.
وي متذکر شد: اینها کسانی بودند که برای خانواده شهدای هسته ایی که ما باشیم یک پیامک ندادند، اما رهبر معظم انقلاب و زن و بچه اش به خانه ما آمدند و ما را به خانه خودشان دعوت کردند ولی یکی از آنها قدم از قدم برنداشتند برای عرض تسلیت نه به ما و نه به کسان دیگری پیامی بدهند متاسفانه آنها جامعه را برای خودشان باز می بینند و می خواهند خون شهدای هسته ای را به نفع خودشان مصادره کنند.
پدر شهید احمدی روشن خاطرنشان کرد: خط قرمز ما و شهید احمدی روشن رهبر معظم انقلاب است و اگر کسی بخواهد از این خط قرمز بگذرد با ما طرف است و پا روی خون شهدای ما گذاشته و باید پا روی خون ما هم بگذارد.

 

یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391

 

مطالب گذشته

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:33

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:33

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:25

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:24

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:23

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:23

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:23

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:22

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:21

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:21

·

ارسال در : چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 139116:20

·

ارسال در : سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت 139113:0




پروفایل مدیر

سرباز ولایت بودن

افتخار من است


لینک دوستان


طراح قالب


      POWERED BY SALEHON.IR

تمامی حقوق مطالب و محتوا برای alamdarvelayat محفوظ میباشد || طراح قالب ملودیوس || ویرایش قالب : صالحون